رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۵
  • الإثنين ۲۵ ذو القعدة ۱۴۳۷
  • 2016 Monday 29 August

تیـــــــــتر روز

مارکوپلو های دوران ما و ضرورت تدوین آئین نامه سفرهای خارجی!

صریر: محمد امین خوش نیت/ تاریخ دویست سال اخیر ایران، از دو سفر خارجی ناصرالدین شاه به فرنگ عنوان اولین و در عین حال پر هزینه ترین و ننگ بارترین سفر رسمی و خارجی مقامات عالی رتبه ایران به کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی یاد می کند. دو سفری که هنوز هم رد پای مذاکرات، مراودات، تصمیم گیری ها، خیانت ها و تبعات سنگین عیاشی های پادشاه و اطرافیان شاه قاجار بر جیب ملت و دولت سنگینی می کند. سفر به فرنگ، اگر در آن دوران چنین سرو صدا کرده و قابلیت انعکاس و انتشار در صفحات تاریخ این سرزمین زخم خورده را پیدا کرد اما به رغم تقبیح آن هزینه کردها، در حکومت پهلوی دوم هم تداوم یافت. هزینه های کلانی که دربار شاهی ایران برای تامین هزینه های سنگین سفر وابستگان دربار و ...

اخبار برگزیده

آخرین خبرها

یادداشت ویژه

طنز جنسیتی؛ معضلی که فراگیر می شود

به گزارش صریر، این روزها فضای مجازی پر شده است از پیام های طنزگونه ای که در آنها زنان و دختران سوژه ای برای خنده مخاطب هستند. نمونه این طنزها پیامک هایی با مضمون «دختره میره سوپر مارکت...»، «دختره میره پشت چراغ قرمز...»، «دختره میره امتحان گواهی نامه بده...» و ... هستند؛ مطالبی که مهم ترین درونمایه آنها کم هوش، بی عرضه و متزلزل نشان دادن شخصیت زنان ایرانی است. جای بسی شگفتی دارد که دوشادوش شبکه های مجازی، پای مسخره کردن زنان و بهره هوشی آنان به رسانه های عمومی مانند رادیو، تلویزیون و روزنامه ها باز شود. تاسف بار است وقتی که رسانه های عمومی به عنوان نهاد رسمی ترویج فرهنگ، خود در وادی طنز، جنسیت را سوژه قرار دهند و برای خنداندن مخاطب، هویت زنان را قربانی کنند. این در حالی است که یکی از مهم ترین رسالت رسانه ها در دنیای کنونی رفع شکاف های اجتماعی و آگاهی بخشی به جامعه در خصوص مفهوم های والای انسانی از جمله برابری زن و مرد و رفع نگرش های جنسیتی است. ناگفته پیداست که در چند سال گذشته زنان در طنزهای تلویزیونی همواره به سوژه هایی «خنگ» و «ابله» تشبیه شده اند که حماقت نسبت داده شده به آنان مایه خنده مخاطب بوده است. پای این رویه اکنون به روزنامه ها باز شده است. به عنوان نمونه، این روزها روزنامه ای در مجموعه طنز هفتگی خود، دختری را که به دنبال شوهر می گردد، محور و سوژه خنده مخاطب قرار داده است. وقتی یک روزنامه که همواره باید نماد فرهنگ و خردورزی در جامعه باشد به محلی برای به سخره گرفتن زنان تبدیل شود و در طنزهای هفتگی خود زنی را به تصویر بکشد که با هر ترفند و دسیسه ای به دنبال شوهر پیدا کردن است و برای رسیدن به این هدف حتی از عشوه آمدن و آدامس جویدن برای قصاب و بقال محل هم دریغ نمی کند، دیگر چه انتظاری می توان از شبکه های اجتماعی که مدیریت فرهنگی و ویژه ای در آنها صورت نمی گیرد، داشت؟ آیا با خواندن اینگونه نوشتارها در یک رسانه رسمی نباید نتیجه گرفت که مردسالاری و جنس دوم دانستن زنان در فرهنگ ما ریشه ای عمیق دارد؟ تحمل این ماجرا زمانی دردناک تر خواهد شد که بدانیم برخی تولیدکنندگان اینگونه مطالب که زنان در آنها به تمسخر گرفته می شوند، زن هستند و افزون بر این، مخاطبان نیز زنانی هستند که با ناآگاهی تمام به مسخره شدن خود در رسانه های عمومی می خندند. در اینجا این پرسش مطرح است که چه رویکرد یا تفکری ناخودآگاه جامعه را به سمت و سویی سوق می دهد که در آن به زن همچون موجودی وابسته و ضعیف نگریسته می شود؛ موجودی که همگان می توانند ویژگی هایی از جمله کندذهنی را به وی نسبت داده و او را به سوژه خنده دیگران تبدیل کنند!   آیا مردسالاری دلیل این اتفاق است؟ بسیاری «مردسالاری» را که مفهومی در ادبیات اجتماعی است، دلیل این اتفاق می ...