رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۵ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 21 February
نقدی بر دریافت عواض خروج از کشور؛

کجا رو باید امضا کنم؟!

صریر: به دنبال اعلام دولت برای دریافت عوارض چندبرابری خروج از کشور، خواندن این یادداشت خالی از لطف نخواهد بود.

به گزارش صریر، محمدرضا محقق, نویسنده، منتقد و روزنامه‌نگار برجسته کشور به دنبال اعلام دولت برای دریافت عوارض چندبرابری خروج از کشور، یادداشتی به تحریریه صریر ارسال کرد که خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.

 

آقای دکتر نوبخت، سخنگوی محترم دولت جمهوری اسلامی ایران

جنابعالی اخیراً در یک برنامه‌ی تلویزیونی حاضر شده‌اید و مجری برنامه خطاب به شما گفته: «عوارض خروج از کشور یهو شده ٢٢٠ هزار تومان. چیه قضیه‌اش؟ مردم سفر نرن، برن، چی کار کنن؟ دارندگی و برازندگی؟»

شما در پاسخ فرموده‌اید: «دیگه بالاخره… برازندگی هست و با توجه به این که التفات دارید که ما الان زمینه‌ی بزرگی برای گردشگری در داخل کشورمون داریم، همه گله می‌کنند که چرا به اینها رسیدگی نمی‌شه. چه موزه‌هامون، چه آثار باستانی‌مون. همیشه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتظار داره ما برای جذب گردشگر فرصت‌هایی ایجاد کنیم. خب حالا کسانی که گردش می‌روند در کشورهای خارجی یه مقدار به زمینه‌ی گردشگری کشور خوداشون هم می‌تونن کمک کنن. از این جهت ما بسیار سپاسگزاریم و این رو یه نوع مشارکت عمومی در زیرساخت‌های گردشگری کشورمون تلقی می‌کنیم. به همین جهت در بودجه‌ی امسال برای بحث گردشگری منابع ویژه‌ای دیده شد که از همین ارقام… بالاخره دنیا هم همین کار رو می‌کنه دیگه… شما بعضی از همین کشورهای همسایه اظهار می‌کردند… حالا من نام کشور رو نمی‌برم چون همین گردشگرها هم غالبا به اونجا می‌رن… رئیس‌جمهورش به رئیس‌جمهور ما می‌گفت این همه جاده و نه تنها هتل‌ها، این همه آثار توسعه که هست، ما از دولت یک ریال هم پول نمی‌دهیم، همه را بخش خصوصی انجام می‌دهد. به‌هر صورت همه باید مشارکت داشته باشیم، اگه بخواهیم همان‌طور که به کشورهای دیگه می‌رن به کشور خودمون هم بپردازیم و زیرساخت‌های گردشگری را فراهم کنیم می‌توانیم از این طریق این مشارکت رو هم ایجاد کنیم.»

پیرو فرمایشات شما که عیناً و کلمه به کلمه از روی فیلم پیاده کرده‌ام چند نکته را لازم می‌دانم خدمت‌تان عرض کنم:

یک: لطفاً تمرین کنید از ترکیب «خوداشون» استفاده نفرمایید. ناسلامتی به‌عنوان سخنگوی دولت مملکتی انتخاب شده‌اید که صاحب قرن‌ها تاریخ نثر و نظم و مدعی میراث سعدی و فردوسی و حافظ است. «کشور خوداشون» اساساً معنایی ندارد و ترکیب بسیار زشت و مبتذلی است.

دو: شما با مجری برنامه هم‌عقیده‌اید که «دارندگی و برازندگی»؟ یعنی اعتقادتان این است که هر کس به خارج از کشور سفر می‌کند «دارنده» است و ثروتمند؟ از آن کشور که «این گردش‌گرها غالباً به اون‌جا می‌رن» اسم نبرده‌اید و منظورتان ترکیه است. شما اطلاع دارید هزینه‌ی یک هفته اقامت در استانبول یا آنتالیا یا دیگر شهرهای ترکیه چه‌قدر است؟ و آن‌وقت اطلاع دارید که اگر بخواهید با همان کیفیت یک هفته به شیراز یا اصفهان سفر کنید باید چه‌قدر هزینه کنید؟ اطلاع دارید یا ندارید؟ اگر اطلاع دارید و می‌گویید کسی که به ترکیه سفر می‌کند ثروتمند است پس علناً دارید دروغ می‌گویید. اگر اطلاع ندارید پس علاوه بر این‌که بلد نیستید فارسی را درست حرف بزنید از ساده‌ترین محاسبات اقتصادی مملکت هم بی‌خبرید و شده‌اید سخنگوی دولت.

سه: سازمان میراث فرهنگی از شما انتظار دارد زمینه برای گردشگری فراهم کنید؟ یعنی اگر این سازمان که زیرمجموعه‌ی دولت است از شما که خود دولتید این انتظار را نداشته باشد اساساً خودتان فکر می‌کنید لزومی ندارد برای رونق توریسم فعالیتی بکنید؟ هر دولتی وظیفه دارد صنعت توریسم را فعال کند، هم برای رونق اقتصادی کشور و هم برای سلامت ذهنی شهروندانش. چه توریسم داخلی و چه خارجی. تفاوتی ندارد. اما این‌که چون صنعت توریسم داخلی عقب‌مانده، کثیف و ورشکسته است از مردمی که به خارج سفر می‌کنند جریمه بگیرید، نشانه‌ی عقب‌ماندگی و انحطاط تفکری است که در پس این ایده قرار دارد. این همان تفکری است که چهل سال است اجازه نمی‌دهد فیلم خارجی در سینماهای کشور نمایش داده شود تا به رونق سینمای داخلی کمک کند و نتیجه‌اش این شده که مردم توی خانه‌شان فیلم و سریال آمریکایی می‌ّبینند و سینمای داخلی هم دائم تا مرز ورشکستگی پیش می‌رود و بعد با ساختن چند فیلمفارسی چندش‌آور جان دوباره‌ای می‌گیرد. این همان تفکری است که اجازه نمی‌دهد نماینده‌ی صنایع جهانی تولید لباس یا وسایل خانگی در ایران نمایندگی داشته باشد تا جنس بنجل داخلی روی اعصاب مردم راه برود.

چهار: رئیس‌جمهور ترکیه به رئیس‌جمهور ما گفته دولت ترکیه یک «ریال» هم بابت رونق توریسم نمی‌پردازد؟ بسیارخب، رئیس‌جمهور ترکیه در ادامه گفته جیب مردمی را که دارند می‌آیند از رونق توریسم در کشور ما استقبال کنند خالی کنید تا توریسم در کشور «خوداتون» رونق بگیرد؟

پنج: از نظر شما که به‌عنوان سخن‌گوی دولت انتخاب شده‌اید، معنای «بخش خصوصی» جیب مسافری است که دارد همراه خانواده‌اش به یکی از کشورهای همسایه می‌رود تا بتواند چند روز فراغت و آسایش داشته باشد؟ یک خانواده‌ی چهارنفره که دارد پنج روز می‌رود استانبول باید یک میلیون تومان عوارض خروج بدهد تا به‌عنوان «بخش خصوصی» مشارکت کند در ساخته شدن هتل‌ها یا ترمیم آثار باستانی کشورش؟!

شش: صادقانه می‌گویید که این عوارض به طور مستقیم برای رونق توریسم در ایران هزینه می‌شود؟ یعنی همه‌ی آن قبض‌هایی که ما به‌عنوان عوارض خروج تحویل باجه‌ی نیروی انتظامی می‌دهیم بدون کم و کاست می‌رسد به دست سازمان میراث فرهنگی و هزینه می‌شود برای ساختن هتل و ترمیم آثار باستانی؟

هفت: فرموده‌اید: «ما بسیار سپاسگزاریم و این رو یه نوع مشارکت عمومی در زیرساخت‌های گردشگری کشورمون تلقی می‌کنیم» دارید به زور از مردم پول می‌گیرید، آن وقت تشکر می‌کنید و می‌گویید این را «مشارکت عمومی» تلقی می‌کنید؟ حواس‌تان نیست چه می‌گویید یا شوخی‌تان گرفته؟ آقای دکتر، اگر کسی این پول را ندهد نمی‌گذارند از کشور خارج شود، ملتفتید؟

هشت: ‌شما به‌عوان سخن‌گوی دولت به این جمع‌بندی رسیده‌اید که تنها مانع رونق توریسم در کشور ما کمبود پول است؟ فقط موقع پول گرفتن از مردم حرف رئیس‌جمهور آن کشوری که نمی‌خواهید اسمش را ببرید برای‌تان ملاک است؟‌ واقعاً اطلاع ندارید چه چیزهای دیگری در کشور ایشان باعث رونق توریسم شده که شما هرگز نمی‌توانید در این‌جا مهیایش کنید؟

نه: اگر بنده به‌عنوان یکی از شهروندان این کشور نخواهم در این «مشارکت عمومی» نقشی داشته باشم و بگویم رونق توریسم در کشورم برایم اهمیتی ندارد چون این رونق تخیلی به عمر من قد نمی‌دهد و می‌خواهم دو روز باقی مانده از عمرم را بروم در کشورهای دیگری «گردش‌گری» کنم که با روش‌هایی غیر از سرقت «قانونی» از جیب شهروندان، امکانات‌شان را گسترش داده‌اند، باید از چه طریق اقدام کنم و کجا را امضا کنم؟

ده: شما را به خدا کاری کنید بی‌خودی هم که شده امیدوار بمانیم این دولت فرقی با آن دولت دارد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها