رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۵ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 21 February

صریر: عصر ایران در یادداشتی آورده است:شهرهای ایران در هفته‌ای که گذشت درگیر اعتراض‌‎های بخشی از مردم بود. اعتراض‌هایی که با مسائل اقتصادی آغاز و با شعارهای تند سیاسی به پایان رسید.

به گزارش صریر، مصطفی داننده در این یادداشت آورده است: در جریان این اعتراض‌ها برخی مسؤولان به پشت تریبون آمدند و گفتند باید صدای مردم را شنید و مشکلات آنها را درک کرد.

مسؤولان راست می‌گویند باید حرف مردم را شنید اما سوالی که در این میان مطرح می‌شود این مسئله است که آقایان چگونه و از چه طریقی می‌خواهند صدای مردم را بشنوند.

در ایران معمولا راهکاری برای شنیدن وجود ندارد. هیچ سازوکار برای اعتراضات مردم تعریف نشده است. برخی تصور نکنند اعتراض‌ها فقط در ایران است. نه، تمام جهان شاهد اعتراض‌های این چنین است. در تمام جهان، مردم به تصمیمات اقتصادی و سیاسی حاکمان اعتراض دارند و تلاش می‌کنند صدای خود را به گوش مسؤولان برسانند.

رساندن صدای مردم به مسؤولان روش‌های مختلفی دارد. شاید یک نفر از یک سازمان شکایت دارد. او به آن نهاد مراجعه می‌کند و با مسؤولان آنجا صحبت و شکایت خود را مطرح می‌کند. ( البته دست یابی به مسؤول سازمان‌ها و یا نهادها هم به این سادگی نیست.)

ممکن است چند نفر به یک سازمان اعتراض داشته باشند. در این صورت آنها دست جمع به آن سازمان و یا اداره مراجعه می‌کنند و به صورت تحصن و یا اجتماعی کوچک خواسته‌های خود را مطرح می‌کنند. معمولا نماینده‌ای از این جمع به گفت‌وگو با رییس یا مدیرعامل شرکت می‌‌پردازد.( البته دیدار نماینده معترضین با مدیر یا رییس به این سادگی‌ها نیست)

سبک دیگر اعتراض‌ها، اعتراض‌های عمومی است. گاهی دولت، مجلس و یا نهادهای دیگر تصمیماتی می‌گیرند که زمینه ساز اعتراضات سراسری مردم می‌شود. مردم تصمیم می‌گیرند به خیابان بیایند و راهپیمایی کنند.

در برخی کشورها مکان‌هایی برای این کار تعبیه شده است یا در جاهایی با مدیریت پلیس در خیابان‌های اعتراضات انجام می‌شود.

مشکل مردم ایران و نهاد حکومت دقیقا همینجاست. راهکاری برای این جنس از اعتراض‌ها وجود ندارد.

بعد از حوادث اخیر به نظر می‌رسد بهترین فرصت برای تعیین وضعیت این راهپیمایی‌ها فرا رسیده است. رییس جمهور روحانی به عنوان مجری قانون اساسی می‌تواند با تشکیل کار گروهی در دولت، لایحه مدونی را در این مورد آماده و به مجلس ارائه کند.

می‌شود از روش‌های کشورهای دیگر در این زمینه استفاده کرد و با تغییراتی مطابق با فرهنگ ایران در آن، قانون جامع اعتراضات مردم را تدوین کنند.

نبود این قانون و روش مشخص برای اعتراض، باعث شده است تا به بسیاری از تظاهرات‌ها و یا تجمع‌ها به عنوان تهدید امنیت ملی تعریف شود.

نمی‌شود مردم همیشه راضی باشند. بالاخره آنها از برخی تصمیمات ناراضی هستند و باید این ناراضی بودن خود را اعلام کنند تا تصمیم گیرندگان بدانند که مثلا مردم از گران شدن بنزین راضی نیستند. نمی‌شود مسؤولان کشور انتظار داشته باشند هر تصمیمی می‌گیرند مورد قبول مردم باشد.

عصرایران/۱۷دی ۹۶

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها