رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 2 خبر
  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۸ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 23 May

صریر: چگونه ممکن است که استان آذربایجان‌شرقی به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی انتخاب شود و آنگاه در جلوی دیدگان مسؤولان، هر روز شاهد افتتاح یک فروشگاه اجناس ترکیه‌ای در شهرمان باشیم؟

به گزارش صریر از تبریز به نقل از فارس، مرد عمل بودن سخت است، شعار “ایرانی، جنس ایرانی بخر” بر روی کاغذ شاید جمله زیبایی به نظر بیاید اما این را زمانی   می‌توانیم عملی کنیم که دم عیدی با پس‌اندازی که در طول سال جمع کرده‌ایم سراغ جنس ایرانی برویم نه خارجی.

شاید اگر کسی ما را کشور جهان سومی خطاب کند، برافروخته شده و در جوابش بگوییم ما کشوری در حال توسعه هستیم اما این توسعه‌‌یافتگی را چگونه می‌توانیم ثابت کنیم در حالی که ارکان اصلی این توسعه‌یافتگی که اتکاء به تولید و صنعت داخلی است، در بسیاری از موارد لنگ می‌زند.

تبریز به عنوان یک کلان‌شهر صنعتی از این خود اتکایی چه سهمی دارد؟ متاسفانه نزدیکی شهرمان به کشور ترکیه سبب شده است که بازار تبریز از اجناس گوناگون ترک لبریز شود. پای درد و دل اصناف و کسبه  تبریزی که می‌نشینیم از کفاش، نجار و طلاکارش گرفته تا مبل‌ساز و خیاطش دلشان پر است از تصاحب  بازار فروش توسط اجناس ترک.

چگونه ممکن است که استان آذربایجان‌شرقی به عنوان پایلوت  اقتصاد مقاومتی انتخاب شود و آنگاه در جلوی دیدگان مسؤولان هر روز شاهد افتتاح یک  فروشگاه اجناس ترکیه‌ای در شهرمان باشیم؟

افتتاح قارچ‌گونه این فروشگاه‌ها چه عایدی برای شهرمان و شهروندان تبریزی دارد جز اینکه خانه‌هایمان را پرمی‌کنیم از جنس‌های ترک و ارزهایی که کلان‌کلان از کشور خارج و به جیب صنعتگران ترکیه‌ای سرازیر می‌شود.

آیا ما عقد اخوتی با صنعتگران ترکیه‌ای بسته‌ایم که همیشه عمر مصرف‌کننده  تولیداتشان باشیم؟ پس دست‌های خسته صنعتگر تبریزی را چه کسی خواهد فشرد که صبح تا شب در کارگاه‌هایشان زحمت می‌کشند و دریغ از فروش محصولشان و باد کردن اجناسشان در انبارها و دلسردی و جواب کردن کارگرانشان و شرمندگی و عرق شرم ریختن جلوی زن و بچه‌هایشان.

جواب اینها را چه کسی خواهد داد، وقتی مرزهای خود را به روی اجناس ترکیه‌ای باز می‌کنیم و خود با کت و شلوار اتو کشیده در مراسم افتتاح فروشگاه‌های رنگارنگ ترکیه‌ای شرکت می‌کنیم و کک‌مان هم نمی‌گزد که تولیدگر تبریزی و صنعتگر همشهری با چه سختی شب خود را روز می‌کند! باید کمی به وجدان خود مراجعه کنیم.

از سوی دیگر، از سازمان صنعت، معدن و تجارت نیز باید بپرسیم که  چرا به خواب رفته است و اصلا چرا خودش را به خواب زده؟ این روزها عادت کرده‌ایم شب می‌خوابیم و صبح که بیدار می‌شویم، می‌بینیم یک فروشگاه با پرچم مزین به کشور ترکیه در گوشه‌ای از شهرمان خودنمایی کرده و دهن‌کجی می‌کند به تمام داشته‌های فرهنگی و صنعتی مملکت‌مان.

روزگاری دور، تبریز به عنوان تولیدکننده کفش اسم و رسمی برای خودش داشت و از کشورهای دیگر برای آموختن این فن به نزد استادکارهای تبریزی می‌آمدند و آوازه کفش تبریز جهانی بود.

اما حالا چه؟ حالا ترکیه این گوی را از ما ربوده و حالا ترکیه است که در جهان در صنعت چرم و کفش حرفی برای گفتن دارد. حتی اگر شخص مهمی در آن سوی دنیا بخواهد سفارش ویژه دوخت کفشی بدهد، صاف می‌رود سراغ استادکار ترکیه‌ای چون آنجا را به عنوان مقصد می‌شناسد.

حال ما مدام گلویمان را پاره کنیم که نه تبریز جایگاه کفش و چرم است و بیایید سفارشتان را به ما بدهید، چرا چون ما قدر داشته‌هایمان را نمی‌دانیم، ما هنوز به این دیدگاه نرسیده‌ایم که با خرید جنس داخلی و حمایت از صنعتگر هموطن، راه را برای ورود اجناس خارجی ببندیم.

افراد عادی یک جور کمر صنعتگر داخلی را خم می‌کند و مسؤولان نیز طور دیگری با حمایت از تولیدگران خارجی این راه را برایشان هموار می‌سازند،شعار دادن خیلی آسان است مخصوصا در زمان‌هایی‌ که بازار شعار گرم باشد.منتهی مرد عمل بودن سخت است.

شعار‌ها روی کاغذ جمله‌های زیبایی به نظر می‌آیند اما این را زمانی می‌توانیم عملی کنیم که وقتی دم عیدی با پس‌انداز‌های خود، برای خرید مبلمان تازه منزل  نه پای در فروشگاه  جنس ترکیه‌ای که پای در داخل مغازه صنعتگر همشهری‌مان بگذاریم و نگذاریم به دلیل ورشکستگی و عدم فروش اجناسش شغل، مغازه،کسب و کارش را از دست بدهد.

عید نوروز نزدیک است، حواسمان به دست‌های خالی باشد…حواسمان به چشم‌های منتظر صنعتگران داخلی باشد…

به مسؤولان که امیدی نیست…بیایید دست به دست هم بدهیم و اقتصادمان را از نابودی نجات بدهیم…اجازه ندهیم نفس‌های آخر را بکشد…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها