رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۶ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 22 April
یادداشت وارده؛

دین و سلامت روان

صریر: نقش دین در رابطه با سلامت و تندرستی از قرون بسیار دور شناخته شده است.

به گزارش صریر، نقش دین در رابطه با سلامت و تندرستی از قرون بسیار دور شناخته شده است. یکی از موثرترین تکیه گاه های روانی که به زندگی معنا می دهد، دینداری است. دین به عنوان یک میانجی بر فرایند فکری و ارزیابی رویدادهای روزمره زندگی فرد تاثیر می گذارد و به عنوان مروج رفتار مثبت، احساس معنی داری، قانونمندی و داشتن روابط نزدیک و صمیمی با دیگران را در زندگی به ارمغان می آورد و باعث امیدواری انسان می شود.
از مکانیسم های اصلی تاثیر مثبت دین بر سلامت روان می توان به ایجاد معنی و اعتقاد به جهان ابدیت بعد از مرگ، افزایش امیدواری و خوش بینی، ایجاد احساس کنترل و کارآمدی، اشاره نمود؛ از جمله آثار دین، آرامش خاطر است. خداوند بارها در آیات متعدد از جمله در آیه ۲۸ سوره رعد می فرماید؛ «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» آنها کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏کند.
بنا بر یافته های پژوهش بین نماز خواندن، انگیزش درونی مذهبی، بهزیستی معنوی و احساس بهزیستی روانشناختی همبستگی معنی داری وجود دارد. در واقع احساس بهزیستی روان شناختی با عمل به باورهای دینی ارتباط دارد. بدین نحو که افرادی که بیشتر بر پایه ی باورهای دینی عمل می کنند، احساس بهزیستی روان شناختی بالاتری دارند.
در واقع باور به قدرت خداوند و نیایش او و سرنهادن به خواست و اراده الهی، در تسکین دردها به انسان توان تحمل می دهد. نماز گزاران باور دارند که پس از انجام این فریضه الهی به آرامش روحی دست می یابند. از جمله تاثیرات مثبت دین بر سلامت روان می توان به کاهش علایم بیماری، کاهش ناراحتی و آشفتگی اشاره کرد
همچنین بین مدت زمان صرف شده برای فعالیت های دینی و دچار شدن به اضطراب، افسردگی، سوء مصرف مواد رابطه معکوس وجود دارد. باور قلبی عمیق نسبت به خدا، باعث احساس خرسندی و رضایت ناشی از ارتباط با خدا یکی از عوامل زمینه ساز احساس ذهنی بهزیستی و رضایت از زندگی است.

نگارنده: سمیه غنی زاده، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها