رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۶ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 22 April
نگاهی دیگر به روسیاهی زیست‌محیطی زعفرانیه؛

چرا حرف شهرداری خریدار ندارد؟

صریر: واقعاً چه اتفاقی برای این شهر و شهرداری افتاده که حرفش خریدار ندارد؟

به گزارش صریر از تبریز به نقل از فارس، راستش را بخواهید به عنوان یک فعال زیست‌محیطی عاشق شهرم، مدت‌هاست که از واژه‌های اتوکشیده اداری و اقدامات نمادین در این شهر، می‌ترسم.

هر جا صحبت از ساماندهی می‌شود با خودم می‌گویم خدا به خیر کند، باز قرار است کدام بافت تاریخی یا کدام خانه باغ قدیمی مورد تهدید قرار بگیرد، هر جا صحبت از اقدام نمادین می‌شود، دل دل می‌کنم که یا پیغمبر، چه نقشه‌ای در پس این “کفتر به هوا کردن” نهفته است!

همان روزی که شهردار در وسط پاییز، نهال کاشت و رسانه‌ها خبر دادند که شهردار جدید در اولین روز مسوولیت طی اقدامی نمادین درخت کاشت، نگران همین چند وجب فضای سبز شهر شدم.

وعده شهردار در مورد اینکه قرار است یک میلیون درخت بکاریم هم نتوانست این نگرانی‌ها را التیام دهد.

حرف ایشان یک جور دیگری رقم خورده و همین اول سال پس از کلی کش و قوس در مورد بوستان زعفرانیه، دادگاه حکم را به نفع فرد مدعی صادر کرد تا حدود ۱۰۰ درخت قدیمی زیر تیغ ارّه برود.

 حدود سه ماه پیش، فعالان زیست‌محیطی و دوستداران فضای سبز، تلاش‌هایی را برای نجات این درختان به انجام رساندند اما مثل همیشه پاسکاری‌های اداری عمداً یا سهواً آنقدر به طول انجامید که حکم قلع و قمع صادر شد. بلافاصله پس از اجرای حکم “نوشداروهای بعد از مرگ سهراب” آغاز شد.

رئیس سازمان محیط زیست خیلی ناراحت شد و گفت که شکایت می‌‌کند! شهرداری هم گفته تقصیر ما نیست، پرونده، شاکی خصوصی با سند ۶ دانگ دارد! خلاصه اینکه  همه چیز دست در دست هم داد تا نتیجه بگیریم که از این به بعد، حوزه استحفاظی سازمان پارک‌ها و فضای سبز در حد باغچه‌های ائل‌گلی (مقر فرماندهی رئیس سازمان) است.

 واقعاً چه اتفاقی برای این شهر و شهرداری افتاده که حرفش خریدار ندارد؟ چرا باید سازمان شهرداری به قدری ضعیف و منفعل باشد که توانایی حفظ یک تکه زمین ۵۰۰ متری را نداشته باشد!؟ شهردار چرا تاکنون در جریان این پرونده مهم نبوده است؟ قاضی که با درختان قدیمی شهر دشمنی ندارد، قطعاً اگر جور دیگری اقناع می‌شد، حکم متفاوتی می‌داد. چندین حکم برای این پرونده می‌توانست صادر شود. (تملک، تخفیف پروانه، معوض، تسهیلات،دادن امتیازات ملکی، جابه جایی درختان منطقه و …) اما وقتی شهرداری خبردار نیست، قاضی سند ۶ دانگ مدعی را ارجح دیده است.

به هر حال در جریان فضای سبز زعفرانیه، یک روسیاهی زیست محیطی دیگر به رسوایی‌های دیگر شهر اضافه شد تا ببینیم اقدامات نمادین آقایان، باز چه آتشی در دامن شهر خواهد گذاشت. خدا به خیر کند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها