رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۶ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 22 April
نماینده شرکت کارآفرینی ایرانیان:

صادرات 5 قطعه زالو برابر با یک بشکه نفت است

صریر: مدیرعامل بازرگانی ترحیب و نماینده شرکت دانش‌بنیان کارآفرینی ایرانیان بیان این‌که کشورهای گرجستان، ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان نیز درخواست زالوی ایرانی دارند، افزود: صادرات ۵ قطعه زالو برابر است با یک بشکه نفت.

به گزارش خبرنگار صریر در تبریز، حامد ترحیب، مدیرعامل بازرگانی ترحیب و نماینده شرکت دانش‌بنیان کارآفرینی ایرانیان امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه در تبریز با بیان این‌که هم اکنون ۱۶۷۹ خانواده تحت پوشش خدمات این شرکت و همچنین مؤسسه خیریه « خیرین بی ادعا» قرار دارند، اظهار داشت: به دنبال خودکفایی خانواده‌های تحت پوشش با مشاغل خانگی هستیم.

وی با بیان این‌که شرکت دانش‌بنیان کارآفرینی ایرانیان علاوه بر پرورش زالو، در زمینه تکثیر کفش‌دوزک، عقرب سیاه و گلدان‌های پرورش زعفران نیز فعال است، اظهار داشت: اگر هر خانواده بتواند در متراژی مناسب کاشت زعفران را در خانه ادامه دهد، ظرف مدتی اندک به درآمد ماهیانه بیش از دو میلیون تومان خواهد رسید.

نائب رییس بازرگانان ایران در روسیه با اشاره به این‌که در زمینه پرورش زالو به کشور روسیه به صورت جدی وارد عمل شده‌ایم، گفت: قیمت تمام شده هر زالوی زنده برای صادرات حدود ۸۰ سنت است، در حالی‌که طرف روس هر زالو را به قیمت ۱۰ تا ۱۲ دلار خریداری می کند.

وی با بیان این‌که کشورهای گرجستان، ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان نیز درخواست زالوی ایرانی دارند، افزود: صادرات ۵ قطعه زالو برابر است با یک بشکه نفت، اگر بتوان تنها در زمینه زالو صادرات را در سطح وسیع ترویج دهیم، بی نیاز از صادرات نفت خواهیم بود.

ترحیب با بیان این‌که پرورش عقرب سیاه نیز با هدف تأمین زهر لازم برای شرکت های داروسازی کشور در تبریز پیگیری می شود، گفت: هم اکنون دو میلیون قطعه عقرب سیاه در تبریز را پرورش می دهیم، ضمن این‌که پرورش کفش‌دوزک نیز با هدف استفاده در مزارع کشاورزی برای جلوگیری از آفات نباتی مورد هدف است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها