رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 2 خبر
  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۸ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 23 May
حاج عزیزالله امید کارگران خود است؛

پای صحبت‌های تولیدکننده‌ای که عمرش را در کارخانه گذراند

صریر: نام حاج عزیزالله مقصودی و همسرش خانم طاهره زمزم مجرد برای بسیاری ار فعالان اقتصادی به ویژه در حوزه صنعت پلاستیک آشناست، زن و شوهری که سال‌های زندگی مشترک خود را در کارگاه و و کارخانه تولیدی خود گذراندند.

به گزارش صریر، نام حاج عزیزالله مقصودی و همسرش خانم طاهره زمزم مجرد برای بسیاری ار فعالان اقتصادی به ویژه در حوزه صنعت پلاستیک آشناست، زن و شوهری که سال‌های زندگی مشترک خود را در کارگاه و و کارخانه تولیدی خود گذرانده و امروز به عنوان کارآفرین نمونه کشوری شناخته می شوند.
سال حمایت از کالای ایرانی بهانه‌ای بود تا به کارخانه و شرکت افزون پلاست رفته و سراغ این کارآفرین نمونه کشوری را بگیریم و البته پیرامون مسائل، مشکلات و چالش‌های عرصه تولید به ویژه حوزه فعالیت این خانواده تلاشگر گفت‌وگویی داشته باشیم.
حاج عزیزالله مقصودی که با وجود ۷۲ سال سن، هنوز لباس کارگری خود را از تن بیرون نکرده، می گوید؛ کار ناموسم و لباس کار، زندگی من است، شب و روز خودم و خانواده‌ام در کارخانه می‌گذرد و برای کسب روزی حلال تلاش می کنیم، ضمن این‌که صدها نفر نیز از این کسب و کار نان‌آور خانواده خود هستند.

حاج عزیزالله امکانش هست بگوئید از کجا و چه سالی شروع به فعالیت در این زمینه کردید؟
بنده کشاورز زاده هستم و در یکی از دهات نزدیک شهر ری و از دوران کودکی با کشاورزی و دامپروری آشنا بودم، در سال ۱۳۳۶ وارد کارخانه پلاستیک کار شدم و از ساعت ۵ صبح تا ۱۲ شب با حقوق ۴ ریال کار می کردم؛ امروز هر چه دارم و آموخته‌ام از استادکاران آ« دوران است. در سال ۴۲ کارخانه های پلاستیک کار و پلاسکو کار شریک شدند و من نیز فعالیتم را در واحدهای تراشکاری و قالب‌سازی ادامه دادم.
در سال ۴۷ کارگران به موجب لطفی که نسبت به بنده داشتند؛ نماینده سندیکای کارگری انتخاب شدم و پیگیر مطالبات و مشکلات جامعه کارگری بودم، جالب است بدانید در آن دوران که قصد ازدواج داشتم؛ پیگیر دریافت ۵ هزار تومان وام بودم که موفق نشدم، اما کارگران همه یک روز از حقوق خود را کنار گذاشتند و مبلغ ۶ هزار تومان جمع‌آوری شد و به بنده اهدا کردند، جشن بسیار باشکوهی میز برای ازدواجم ترتیب دادند که هیچ‌گاه فراموش نخواهم کرد.
در آن سال‌ها به دنبال فراگیری صنعت به صورت علمی نیز بودم، چنانکه با اساتید دانشگتاه شریف ارتباط گرفتیم و توسعه کار را با دانش روز ادامه دادیم، در سال ۵۱ از کارخانه بیرون آمدم و یک تراشکاری در سه راهی آذری با سه شریک راه‌اندازی کردیم؛ قالب‌هایی طراحی و می ساختیم که در نوع خود بی‌نظیر بودند.
روز به روز دستگاه‌های جدیدی را با الگوبرداری از نمونه‌های خارجی طراحی و ساختیم، تا این‌که در سال ۱۳۵۶ پدر خانم بنده درخواست کرد تا در شهر کاشان نیز کسب و کاری راه‌اندازی کنم، احساس کردم می‌توانم در این منطقه که نیاز به اشتفال‌زایی هم داشت، اقداماتی داشته باشم، از این رو استارت احداث کارخانه “پلاملامین” را زدیم البته بدون دریافت تک ریالی کمک از بانک ها.

پس از پیروزی انقلاب فعالیت تولیدی شما به کجا رسید؟
بعد از انقلاب که شاهد آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله بودیم، ارز در کشور کاهش یافت، با ایده‌های جدید و محصولات جدید وارد فاز صادراتی شدیم و خواستیم در آن شرایط نه تنها سر بار دولت نشویم، بلکه ارزآوری برای کشور نیز داشته باشیم، در دوره‌ای نیز صادرکننده نمونه کشوری انتخاب شدیم.
طرح راه‌اندازی شرکت افزون پلاست در سال ۸۲  ارایه شد که یک سال بعد راه‌اندازی کردیم، برای توسعه مجموعه علیرغم این‌که اعتقادی به وام نداشتیم، مجور به استقراض از بانک‌ها شدیم و یکی از بانک های داخلی نیز شریک کارخانه شد، در دورانی به بیش از ۴۰ کشور دنیا از اروپا، آفریقا، آمریکا و کشورهای عربی صادرات داشتیم، حتی در کشور نیجریه کارخانه جدیدی احداث کردیم و ماشین‌آلات را برای راه‌اندازی خط تولید به آفریقا فرستادیم، این فعالیت‌ها در شرایطی بود که دولت کمترین کمک ها و حمایت‌ها داشت و بعدها همان کمک‌های اندک نیز قطع شد.
در آن دوران بیش از ۶۰۰ کارگر به صورت مستقیم در کارخانه فعالیت داشتند که طی سال های ۸۴ تا ۸۶ به دلیل عدم وجود سرمایه در گردش تعداد کارگران روز به روز کاهش یافت، تا جایی که سرمایه‌گذاری های خارجی نیز راکد ماند، تعدیل نیرو کردیم، بیش از ۲۲ هزار ساعت رایزنی با سیستم بانکی کشور داشته ایم تا سرمایه در گردش و نقدینگی تأمین شود، هر چه جلوتر رفتیم  بیشتر بی‌نتیجه بود، روز به روز جریمه قرض‌ها و وام‌های بانکی بالاتر رفت و اجرائیه‌های قضایی یکی پس از دیگری صادر شد، از سال ۸۹ برای احیای وضع موجود، مبالغی را استقراض کردیم و وارد فاز صنعتی شدیم، توانستیم استانداردهای بین المللی را اخذ کنیم و امروز به عنوان یکی از مهم‌ترین پیمانکاران شرکت‌های نفتی فعالیت داریم.

وضعیت امروز کارخانه مورد رضایت شماست؟
امروز بیش از ۳۰۰ کارگر در کارخانه مشغول هستند که با ۳۰ درصد ظرفیت تولید کار می کنیم، اگر سرمایه در گردش و نقدینگی حاصل شود، به یقین طرح‌های توسعه‌ای عملیاتی خواهد شد و قادریم ۷۰۰ کارگر را در کارخانه مشغول کار کنیم، البته به دنبال گسترش و توسعه واحدهای جدید و نوسازی دستگاه‌ها نیز هستیم.
امروز قادریم انواع گالن‌های صنعتی یک تا ۲۰ لیتری، انواع سطل‌های روغن و ملزومات آن را تولید کنیم، ضمن این‌که تولیدکننده کلمن‌های مختلف برای هلال احمر و دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه هستیم.

آیا نظام بانکی کشور به معنای واقعی در مسیر حمایت از تولیدکنندگان قرار دارند؟
نه تنها حمایت نظام بانکی کشور از تولیدکننده های داخلی را شاهد نیستیم، بلکه امروز شاهدیم که بانک‌ها بیشتر به سراغ بنگاه‌داری هستند تا حکایت از تولیدکنندگان و حل مشکلاتی از قبیل سرمایه در گردش. طی سالیان گذشته شاهد رفتارهای بسیار تحقیرآمیز از سوی یکی از بانک‌ها به دلیل بدهی خود بوده‌ایم که لازم باشد نام این بانک را به مسؤولان امر اعلام می کنم تا بدانند که این افراد به جای مذاکره برای رفع مشکلات به دنبال تعطیلی کارخانه و بیکاری صدها کارگر هستند. بنده چراغ کارخانه را در بدترین شرایط و در کویر روشن نگه داشته‌ام.
جالب است بدانید اداره برق برای تاخیر چند روزه در پرداخت قبوض؛ بدون هماهنگی برق کارخانه را قطع می کنند؛ این در حالیست که تمامی دستگاه‌های موجود حرارتی و با انرژی برق کار می کنند و هر گونه اتصال یا قطعی برق زیان‌های گاها جبران‌ناپذیری به شرکت وارد می کند.

چه انتظاری از مسؤولان دارید؟
متولیان امر نباید وقت تولیدکننده را با کاغذبازی های بی‌مورد در راهروهای ادارات تلف کنند، حمایت از کالای ایرانی نباید تنها در حد شعار، گفتار و داستان باقی بماند، امروز زمان عمل است، عشق ما با اشتغال کارگران است، انتظار داریم مسؤولان نسبت به تأمین سرمایه‌ در گردش اهتمام جدی داشته باشند که اگر این امر محقق شود تعداد کارگران کارخانه ۲ برابر افزایش خواهد یافت، حتی بدهی به سیستم بانگی نیز زودتر از موعد مقرر پرداخت می شود.
بارها دوست و آشنا به من گفته‌اند که چرا با فروش کارخانه و یا دستگاه‌ها بدهی خود را نمی‌دهی تا باقی عمرت را آسوده زندگی کنی؟ البته دوستان باید بدانند که از قبل این کارخانه ۳۰۰ نفر به خانواده خود روزی می برند، من نمی توانم روزی این قشر زحمت‌کش را با فروش کارخانه یا ماشین آلات قطع کنم یا منجر به بیکاری این عزیزان شوم.

مهم‌ترین چالش امروز شما در مسیر تولید چیست؟
علاوه بر تأمین سرمایه‌ در گردش و نقدینگی، متأسفانه طی سال‌های اخیر شاهد افزایش متعدد نرخ ارز بوده‌ایم و همین امر موجب شده تا مواد اولیه روز به روز گران‌تر شوند، ضمن این‌که انتظار داریم مشکلات تولیدکنندگان در ادارات بیمه، مالیات و دارایی با صعه صدر و با نگرش حمایت از تولیدکننده داخلی برطرف شوند.
جالب است بدانید اغلب کارگران شرکت را بانوانی تشکیل می‌دهند که اغلب سرپرست خانوار هستند و با آسیب‌های مختلف اجتماعی روبه‌رو بوده‌اند که به شکر خدا پس از مشغول شدن در این مجموعه تولیدی توانسته‌اند بر مشکلات خود فائق آمده و زندگی جدیدی با آینده‌ای روشن برای خود رقم بزنند.

و سخن آخر؟
برخورد شعاری با مقوله حمایت از تولید و اقتصاد مقاومتی جایز نیست، مسؤولان بدانند که حمایت از کالای ایرانی با آشتی میان کارگر و کارفرما محقق می شود، روابط پنهان و رانت‌های موجود که عامل فساد در نظام اقتصادی کشور شده است، مانع تحقق شعار سال هستند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها