رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 2 خبر
  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۸ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 23 May

صریر: سبک نمادگرایی جادویی یا مجیکال سمبلیسم نام مکتب ادبی جدیدی است که سعید مبیّن شهیر نویسنده جوان ایرانی برای اولین بار در کتاب پایان نامه به آن پرداخته است.

به گزارش صریر از تبریز، نمادگرایی جادویی همان طور که از اسمش پیداست با مکتب نمادگرایی پیوند هایی دارد ولی این پیوند ها نمادگرایی جادویی را در دایره صرف تقلید ماندگار نمی کند.
لفظ مکتب ادبی در ایران بیشتر جنبه تشریفاتی دارد اما عقاید و ایدئولوژی های اروپاییان بیشتر بر محور سبک های ادبی مختلف است.
سعید مبیّن شهیر درباره این سبک می گوید:نمادگرایی جادویی در بسیاری از اصول با نمادگرایی مغایر است.برای مثال در مکتب نمادگرایی همیشه حالات دلهره آور،ترس و وحشت وجود دارد در حالی که نمادگرایی جادویی لزوما با این مفاهیم پیوند نخورده است.
از دیگر ویژگی های این سبک استفاده از نماد های اغلب دشوار و پیچیده است که سبب دیرفهمی متون می گردد.
مبدع این سبک به کوتاه نویسی اشاره کرده و می گوید:استفاده از ایجاز در این سبک همانند استخوان است برای گوشت.وجود ایجاز در صورتی که برای خواننده جذاب باشد،سبب گیرایی متن و بیشتر ترغیب شدن خواننده برای مطالعه می شود.
سعید مبیّن شهیر درباره کتاب پایان نامه به استفاده از واژگان اغلب فارسی اشاره کرد و افزود:در این کتاب سعی کردم از واژه های فارسی بیشتر استفاده کنم ولی در کتب بعدی ممکن است این کار را انجام ندهم.
نویسنده جوان از جمله ویژگی های این سبک را در به کار بردن نماد های جدید،استفاده از جملاتی نزدیک به سبک کلاسی سیسم بدون آنکه در محتوا وارد شود و داشتن فضاسازی های ابهام آلود عنوان کرد.
موضوع کتاب پایان نامه مشکلات انسانی و نشان دادن راه برون رفت از این مشکلات می باشد.برای فهم کتاب باید با اساطیر جهان،جغرافیا،نماد ها و تاریخ آشنا بود.
هر شاعر یا نویسنده ای که پیرو این سبک است،به عالم رویا وارد می شود ولی با عقل خود می نویسد.از محلی به محل دیگر می رود و فکری را به فکری دیگر پیوند می دهد؛بدون آنکه تزلزلی در ساختار نثر یا نظم به وجود آید.
وی در مورد نقد بر کتاب و این سبک گفت:خیلی خوشحال میشوم نقد های دوستان،ادیبان و شاعران منصفانه باشد.نقد اثر اگر از روی اغراض شخصی نباشد قدرت نویسندگی فرد را محکم و استوار می کند.
کتاب پایان نامه از چهل فصل تشکیل شده است که کوتاهی بعضی از این فصول حتی به نیم صفحه نیز نمی رسد.
وی درباره چگونگی ابداع سبک،نویسندگان دیگر را در شعاع توجه قرار داد و افزود:وقتی نویسندگان با نثر من مواجه می شدند،می گفتند که چنین نثری در کتاب های دیگر ندیده اند و همین برایشان جالب است.
مبدع جوان کتاب بعدی خود را در سایه پایان نامه توصیف کرد ولی با چهره گوناگون و کلمات متنوع که در حجم کم نوشته می شود.
از دیگر ویژگی هایی که خوانندگان به آن توجه دارند رجوع به عقل و مفاهیم دینی در این سبک است که در سبک های اروپایی یافت نمی شود.و این موضوع به سبک حال و هوایی توحیدی می بخشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها