رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 2 خبر
  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۸ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 23 May
حاشیه‌ای پررنگ تر از متن؛

هیچ کس جواب بدهد!

صریر: اگر قرار بود کسانی مشخص از رئیس جمهور سوال بپرسند، چرا جلسه گذاشتید و وقت ما را گرفتید؟

به گزارش صریر در تبریز، تلفن زنگ می زند… از من انکارکه وقت ندارم و ازآن سوی خط تلفن اصرار، که این امر حیاتی است! پس از ساعتی در اتاق جلسه اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی دور میز جلسه نشسته‌ایم. اعضای سه تشکل مطبوعاتی و دوستانی از استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، حضور دارند.
موضوع جلسه مربوط به کنفراس خبری ریاست محترم جمهور است. بحث وجدل شروع می شود؛ چه کسانی سوال بپرسند؟ چه نوعی سوالاتی پرسیده شود که به نفع استان آذربایجان باشد؟ پس از ساعتی تصمیم جمعی این می‌شود که نفراتی از روزنامه های محلی و پایگاه های خبری استانی سوالات خود را با سمت و سوی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که اصلی ترین دغدغه مردم است، بپرسند. نفرات بر اساس قرعه از بین افراد حائز شرایط انتخاب می شوند و مقرر می‌شود که برای جلوگیری از تکراری بودن سوالات، آنها هماهنگی لازم بین خودشان ایجاد کنند.
امروز در حال تماشای کنفراس خبری از شبکه خبر بودم، افرادی که منتخب جلسه بودند سوال به دست منتظر نشسته‌اند. مجری محترم افراد دیگری را برای پرسش از ریاست محترم جمهوری دعوت می‌کند! هنوز منتظر هستم که شاید منتخبین جلسه تشکلات مطبوعاتی نیز دعوت شوند که مجری محترم با عجله کنفرانس را به اتمام می‌رساند.
زنگ موبایلم به صدا در می‌آید. کسانی که باید سوال می‌کردند از ارزش وقت خود برایم می‌گویند. راستی «ارزش وقت» افراد برای مسئولین محترم چگونه محاسبه می شود؟ کیلوئی؟ یا تُنی؟!
اصلا مفهوم «وقت» برای مسئولین مهم است یا نه؟! مسئولین را نمی‌دانم اما وقت برای من ارزش دارد، نه برای من، بلکه برای تمام دوستان مطبوعاتی‌ام .جلسه برای شما مسئولین شاید توجیه و رفع تکلیف باشد، اما برای ما چنین نیست! تصمیمات جلسه شاید برای شما بی‌ارزش باشد، اما برای ما ارشمند است.
«صداقت» مفهوم دیگری است که برای ما ارزشمند است. نمی‌دانم چگونه وارد بحث صداقت شوم. شاید بهتر آن باشد که وارد بحث صداقت نشوم که باید از الفبا شروع کنم .
حالا چند سوال بسیار ساده از هیچکس و شاید از هر کسی که خود را مسئول این رفتار و رفتارهای از این نوع می‌داند. آن شخص می‌تواند استاندار محترم، معاونت امنیتی سیاسی، مدیر کل روابط عمومی استانداری و یا هر شخص دیگری باشد. امیدوارم جوابی را دریافت کنم .
ـ اگر قرار بود کسانی مشخص از رئیس جمهور سوال بپرسند، چرا جلسه گذاشتید و وقت ما را گرفتید؟
ـ اگر کسانی هستند که قادرند مسیر تصمیمات جلسه را تغییر دادند، چرا ایستادگی نکردید و اگر زورتان با این که حق بودید به آنها نرسید چرا به خاطر ناتوانی‌تان استعفا نمی‌دهید؟
ـ چرا از اهالی مطبوعات استان عذر خواهی نمی‌کنید؟
ـ چه کسی پاسخگوی دوستانی هستند که به آنها بی احترامی شد؟
ـ اگر قرار بود سوالات مهندسی و از پیش طراحی شده مطرح شود که همان ابتدا این موضوع را می‌گفتید تا بین رسانه‌هایی قرعه‌کشی انجام می‌شد که صِرف حضور در چنین جلساتی برایشان جذابیت دارد، نه مطالبه از مسئول!
و سوال آخر این که جایگاه تشکل صنفی از نظر دولت چیست؟ آیا مسئولین محترم انجمن مدیران مسئول مطبوعات استان، انجمن صنفی خبرنگاران و خانه مطبوعات را به رسمیت می شناسد یا نه؟ و آیا اصولا برای آنها جایگاهی مفروض هست یا خیر؟
سیدرضا علوی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مطالبه‌گر باشیم و درس بگیریم / «سیّد» سلبریتی‌ نیست

به گزارش صریر از تبریز، قبول دارم که پس از دو دهه فضای عبوس و خشک حاکم، کرامات امام‌جمعه جدید، به طرز غافل‌گیرکننده‌ای گوارا و دلنشین است، ولی می‌خواهم این سوال را مطرح کنم: چه شده که سطح مطالبه عمومی رسانه‌ها و شهروندان، به «رفتار معمولی و زندگی ساده» امام جمعه فرود آمده است؟ مگر نه این که «ساده‌زیستی» از بدیهی‌ترین اصول اسلام و انقلاب است؟ این، یعنی که سایر مدیران ما در طول چهل سال گذشته «غیرمعمولی» بوده‌‌ و اکنافِ هم‌لباس و همکار آل‌هاشم، دیوار ضخیم «تافته جدا بافته» بین خود و مردم ساخته‌اند. اصلاً عکس‌العمل مردم و رسانه‌ها در قبال رفتار معمولی جناب آل‌هاشم طوری شده که انگار ما در طول چهل سال گذشته مُلّا در این شهر ندیده‌ایم! حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند. درست است که بدعادت شده‌ایم و کلی طول می‌کشد تا با «شرایط خیلی معمولی جدید» خو بگیریم، ولی فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و به اصطلاح، عمر برف است و آفتاب تموز. شَان جناب آل‌هاشم را به سلبریتی‌های رایج تنزل ندهیم، بلکه از رفتار معلّمانه ایشان، درس بگیریم. باور کنید مشی پرهیزکارانه و بی‌تکلّف امام جمعه تبریز، به درد شامورتی‌بازی‌های فضای مجازی نمی‌خورَد. معتقدم مسبب بخشی از دلایل فاصله بین مردم و مسئولین، خود مردم هستند که به جای نقد و مطالبه‌گری، در مقابل‌ مسئولین تملق و چاپلوسی کرده‌اند و بالاخره مسئول هم بشر است و خیالات بَرَش می‌دارد که گویا خبری است! مهم‌ترین کمکی که به حاج‌آقا آل‌هاشم می‌توان کرد، درخواست نهادینه‌سازی سنت نقد و مطالبه‌گری است، مردم انتظارات به حق زیادی دارند که روی زمین مانده است. مشت نمونه خروار همین رفتار مردمی حاج‌آقا آل‌هاشم را با رفتار سایر مسئولین مقایسه نماییم تا ملتفت شویم که اصولا در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟! از جناب آل‌هاشم عزیز بخواهیم سنّت پاسخگویی به مردم را به مدیران استانی گوشزد کند. پاسخگویی به آن معنی نیست که مثلا هفته‌ای یک روز سه شنبه‌ها از ساعت 10 لغایت 12 ملاقات مردمی داشته باشد، بلکه در همین تریبون نماز جمعه بیاید و بگوید چه کرده و تا یک ماه دیگر چه خواهد کرد. با وجود چنین سیستم پاسخگو، و به پشتوانه «نماینده ولی‌فقیهِ در کنار مردم» یا پایتخت‌نشینانِ تصمیم‌گیر، هر مدیر روی دست مانده، زوار در رفته و سفارشی را برای کارگزاری امور به این استان نمی‌فرستند و یا این که مدیر مزبور قبل از تشرّف به این منطقه آگاهی می‌یابد که اصولا یک مَن ماست در تبریز چقدر کره دارد! از ایشان بخواهیم از ...

آخرین خبرها