رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
  • الأربعاء ۱۵ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Wednesday 19 June

صریر: قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت، استاندار و نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز با صدور پیام هایی جداگانه درگذشت کارآفرین ملی تبریزی را تسلیت گفتند.

به گزارش صریر از تبریز به نقل از شبستان، سید رضا مقیمی اصل کارآفرین برتر ایران عصر روز گذشته براثر انفجار مخزن هیدرولیک در کارخانه تولید لوله مسی جان خود را از دست داد.

رضا رحمانی معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در پیام تسلیتی این ضایعه دردناک به جامعه صنعتی آذربایجان در بیان شخصیت مهندس مقیمی اصل خاطر نشان کرد: صنعتگرانی همچون مهندس مقیمی با روش مدیریتی خاصی که دارند، چارچوب بخش خصوصی را تشکیل می دهند و ایشان با سبک مدیریتی ،نقش بسزایی در حفظ شاکله بخش خصوصی و صنعت آذربایجان شرقی داشت که بی شک فقدان ایشان برای جامعه صنعتی استان بسیار غم انگیز است.

وجود پربرکت مهندس مقیمی بر پیکر بیکاری استان آذربایجان شرقی تابیده و روشنایی بخشیده بود که امیدواریم فرزندان خلف ایشان ادامه دهنده راه پدر کارآفرین خود باشند.
تعهد مثال زدنی و ستودنی مهندس مقیمی نسبت به کشور الگویی برای سایر صنعتگران به شمار می رود که با چاشنی نوع دوستی و مهربانی همراه شده بود و این خصلت الهی، برخاسته از نیت زلال و خیراندیشی مهندس مقیمی بود.

مقیمی جزو کارآفرینانی محسوب می شد که نسبت به کارگران خود حس پدرانه داشته و این رویکرد در موفقیت شرکت مهر اصل بی تاثیر نبود؛ در نهایت بعد از ۷۵ سال زندگی باعزت در محل کار خود در راه خدمت به کشور و تولید جان خود را از دست داد و به دعوت خداوند لبیک گفت.

فقدان این بزرگمرد صنعت را به جامعه صنعتی تسلیت گفته و برای خانواده ایشان و کارکنان کارخانجات گروه صنعتی مهر اصل از درگاه خداوند متعال صبر و شکیبایی مسئلت دارم.

مقیمی یکی از قهرمانان صنعتی کشور بود

همچنین در پیام نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز نیز آمده است: خبر درگذشت ﺳﯿﺪ ﺭﺿﺎ ﻣﻘﯿﻤﯽ ﺍﺻﻞ ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﮐﺸﻮﺭ که بیش از ۱۶۰۰ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ تلاش های بی منت و فداکارانه ﻭﯼ، ﺷﻐﻞ ﻭ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﺩﺍئم ﺩﺍﺭﻧﺪ، باعث تالم و تاثر گردید.

نام ﺳﯿﺪ ﺭﺿﺎ ﻣﻘﯿﻤﯽ ﺍﺻﻞ برای مردم تبریز و آذربایجان، به ویژه اهالی صنعت، تنها یک اسم خالی نیست؛ مردم آذربایجان نیک به خاطر میسپارند؛ در ﺳﺎﻟﻬﺎی ﺍﺧﯿﺮ که بخشی از کالاهای مورد نیاز صنعت تحریم شده بود ﺑﺎ ﻫﻤﺖ این مرد بزرگ ﺍﯾﺮﺍﻥ عزیز ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺻﺎﺩﺭﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ همین ﻗﻄﻌﺎﺕ ﻗﺮﺍﺭ گرفت.

رفتار و سلوک خیرخواهانه به ویژه با کارگران و کمک های انسان دوستانه ﺳﯿﺪ ﺭﺿﺎ ﻣﻘﯿﻤﯽ ﺍﺻﻞ رمز ماندگاری و محبوبیت او در عرصه تولید و صنعت و معدن آذربایجان است ، سید بزرگواری که مهر و محبت حاکم بر مجموعه تولیدی وی باعث شده بود تمام کارگران کارخانه «مهراصل» ، ایشان را «بابا» صدا بکنند.

نام ﺳﯿﺪ ﺭﺿﺎ ﻣﻘﯿﻤﯽ ﺍﺻﻞ، یادآور صحنه های تکرار ناشدنی از رشادت در سنگر تولید ، اشتغال و تلاش خستگی ناپذیر شبانه روزی است و یادآور لحظه های ناب از نیت های خیّر این مرد وارسته در دستگیری از نیازمندان و همنوعان است که رفتنش اشک ها را برگونه های مردم آذربایجان جاری می‌کند.

این ضایعه را به مردم غیرتمند استان و خانواده‌ ی ﻣﻘﯿﻤﯽ ﺍﺻﻞ و اهالی صنعت و معدن ایران اسلامی و آذربایجان قهرمان صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای آن مرد نیک نام و فداکار علو درجات و رحمت واسعه الهی آرزومندم.

قیمی اصل شهید جاودانه عرصه تولید و صنعت است

همچنین در پیام استاندار آذربایجان شرقی نیز آمده است: خبر درگذشت ناگهانی و اندوهبار بزرگمرد صنعت ایران، آقای حاج سید رضا مقیمی اصل موجب تالم و تاثر فراوان شد.

عمر بابرکت و سرشار از اراده و تلاش، گام های مستحکم و مجاهدت های کم نظیر در عشق به میهن و نیت خیر و خالصانه برای خدمت به مردم، تنها گوشه ای از برگ های زرین زندگینامه این مرد بزرگ محسوب می شود.

بی شک فقدان این شخصیت ممتاز، ضایعه ای جبران ناپذیر برای جامعه صنعت و تولید آذربایجان به شمار می رود. او به واقع شهید جاودانه عرصه تولید و صنعت است.

نام و یاد سید رضا مقیمی اصل به واسطه عشق ناتمام او به ساختن و آفریدن و شوق بی پایان او به تلاش و خدمت، در کتاب افتخارات آذربایجان برای همیشه ماندگار خواهد بود.

امروز همه آشنایان، دوستداران و علاقه مندان این شخصیت ارزنده به ویژه کسانی که از سفره با برکت تولید و کارآفرینی او نان آور خانه خویش بودند داغدار و مصیبت زده اند.

اینجانب با ادای احترام به روح بلند این بزرگمرد وارسته، از صمیم قلب، فقدان جانکاه او را به مردم شریف استان و کلیه بازماندگان به ویژه همسر و فرزندان محترمش تسلیت گفته و ادامه راه مقدس و خداپسندانه او را آرزو می کنم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها