رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
  • الأربعاء ۱۵ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Wednesday 19 June

صریر: میزگرد” چالش های باشگاه تراکتورسازی پس از واگذاری به بخش خصوصی” توسط صریر آذربایجان با حضور رسول صادقی و سجاد حسین زاده برگزار شد که دو محور منتشر می شود.

میزگرد تخصصی” چالش های باشگاه تراکتورسازی پس از واگذاری به بخش خصوصی” توسط صریر آذربایجان با حضور رسول صادقی و سجاد حسین زاده برگزار شد که دو محور منتشر می شود.
حسین صادقی ضمن بررسی عوامل عدم نتیجه گیری تیم های خصوصی در فوتبال ایران بیان داشت: فوتبال یکی از مهم ترین حوزه های اجتماعی است که برای بهره برداری هرچه بهتر می بایست ارگان های دولتی جای خود را به بخش خصوصی دهند اما این انتقال مستلزم زمان و داشتن برنامه راهبردی جامع می باشد که در صورت اتخاذ دیدگاه مقطعی، تیم ها متضرر خواهند شد.

نشست تخصصی بررسی چالش‌های پیش‌روی باشگاه تراکتورسازی تبریز

وی در خصوص عدم نتیجه گیری تیم های ورزشی خصوصی در ایران اذعان کرد: عدم موفقیت تیم هایی نظیر استیل آذین، بستگی به نگرش ما به این تیم ها خواهد داشت چرا که هدف از خصوصی سازی در برخی تیم ها ، ایجاد و تکوین باشگاه داری حرفه نبوده و تنها با هدف شهرت طلبی و کسب نتایج مقطعی وارد این حوزه شده اند و نقشه راهی برای خود ترسیم نکرده بودند.

سجاد حسین زاده با اشاره به منابع درآمدی تیم ها به عنوان بخش مهم خصوصی سازی بیان داشت: هر تیمی با بودجه مشخص در صدد رسیدن به اهداف است اما در نظام ورزشی ایران تیم ها منابع درآمدی مشخصی ندارند و تمامی هزینه ها به شیوه صحیح خرج نمی شود و به همین دلیل پیشرفت در فوتبال ایران در مقایسه با تیم های اروپایی غیر قابل قیاس است. حق پخش تلوزیونی ، حق کپی رایت و نیز پرورش بازیکن از منابع درآمد باشگاه ها محسوب می شود که در حال حاضر جلوی هر کدام برای تیم های ایرانی علامت سوال بزرگی وجود دارد. البته این امر می تواند منجر به محرومیت باشگاه ها در جذب بازیکن شود چرا که داشتن تراز مالی مثبت از شروط اصلی فیفا درامر تیم داری است.
صادقی با بیان مولفه های اصلی تیم داری در سطح حرفه ای به نقش برجسته تیم های پایه اشاره کرد و افزود: یکی از عوامل اصلی تکوین باشگاه ها حضور تئوریسین ها و نظریه پردازان در این حوزه است. در گام دوم ایجاد برنامه راهبردی به عنوان سند پیشروی یکی از الزامات تیم داری محسوب می شود که در کنار این موارد، هدایت سرمایه به شیوه صحیح منجر به ایجاد سیستم مناسب برای تیم داری خواهد شد.
وی ادامه داد: در تیم تراکتورسازی با حضور محمدرضا زنوزی این تیم ستارگان زیادی را در دو بعد داخلی و خارجی جذب کرد و هواداران رابرای کسب نتایج مطلوب امیدوار نمود اما باید به آینده این تیم و برنامه راهبردی آن نیز توجه داشت چراکه در فوتبال ایران هدایت سرمایه بیشتر روی مسئله نتیجه گرایی است و برای فوتبال توسعه گرا اهمیتی داده نمی شود.
صادقی افزود: تیم های پایه که یکی از عوامل توسعه همه جانبه باشگاه ها به حساب می آید در عین حال بودجه های ناچیزی به این حوزه اختصاص داده می شود که این رویکرد نمی تواند تضمین گر آینده یک تیم باشد.

وی از مسئولان آکادمی باشگاه تراکتورسازی انتقاد کرد و گفت: متاسفانه مسئولان هنوز به تفاوت آکادمی و مدارس فوتبال پی نبرده اند و سیاست گذاری های موجود نمی تواند پیشرفت را در این حوزه به ارمغان بیاورد. مسئولان حوزه استعدادیابی می بایست به دنبال کشف استعداد ها باشند و با ارسال اکیپ های استعدادیابی، بازیکنان آینده دار را جذب کرده و پرورش دهند اما متاسفانه تراکتورسازی در اقدام عجیب مثل مدارس فوتبال طی آگهی در فضای مجازی، فراخوان جذب بازیکن داده است که حتی در اکثر بازیکنان جذب شده از این طریق کارایی لازم را برای تضمین آینده تراکتور نخواهند داشت.
صادقی با اشاره به نتایج اتخاذ تصمیمات بر اساس نظر هواداران و احساس گرایی اذعان کرد: مهم ترین نگرانی ما در این برهه برای تراکتورسازی، فوتبال احساسی و تصمیمات مبتنی بر آن است گرچه این مورد می تواند در مقاطعی مثبت باشد اما در نقطه مقابل همان اندازه مخرب و منفی است که در مجموع این موهم می تواند هم فرصت و هم تهدید تلقی شود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها