رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
  • الأربعاء ۱۵ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Wednesday 19 June

صریر: رئیس کمیسیون برنامه ریزی و سرمایه انسانی کلان شهرهای کشور گفت: مهم ترین هدف از راه اندازی مراکز نوآوری در سطح کلانشهرهای کشور همچون تبریز، مشهد و غیره کمک به مدیریت شهری در حل معضلات و مشکلات شهر و دستیابی به راه حل ها در اداره شهر است که این موضوع تفاوت عمده این مرکز با سایر مراکز نوآوری است.

به گزارش خبرنگار صریر در تبریز ، شهریار آل شیخ، رئیس کمیسیون برنامه ریزی و سرمایه انسانی کلان شهرهای کشور امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به اهداف راه اندازی مراکز نوآوری در کلانشهرها گفت: شهرداری مشهد نیز در یکسال گذشته اقدام به راه اندازی مرکز نوآوری شهری کرده و دراین زمینه هدف های مختلفی را دنبال می نماید که اتصال شتاب دهنده های بخش خصوصی و دولتی به بدنه مدیریت شهری درکلانشهرها، یکی دیگر از اهداف آن است، البته این مهم از طریق این مراکز به صورت های مختلف در حال انجام است.
رئیس کمیسیون برنامه ریزی و سرمایه انسانی کلان شهرهای کشور افزود: این روش ها شامل ارتباط با دانشگاه ها و انعقاد تفاهم نامه با آن ها، تعامل سازنده با اساتید و دانشجویان و سازمان های مختلف به جهت آشنایی بیشتر با چالش های شهری می باشد.
آل شیخ گفت: زیرساخت هایی نیز برای جلب مشارکت در این مراکز پیش بینی شده است ؛ در حقیقت این مراکز نیازمند ورودی هایی هستند تا بتوانند با بهره گیری از مجموعه های دانشگاهی و مراکز دانش بنیان به رفع چالش های شهری و رسیدن به پاسخ مشکلات آن برسند و به طور مثال در شهرداری مشهد این اطلاعات ورودی ، در قالب های مختلف همچون نظام ایده شهر که همان ایده های مردمی است به ایده های پژوهشی تبدیل و با مداخله صحیح بعضا به کسب و کارتبدیل شود.
وی گفت: قطعا یکی دیگر از اهداف ما در راه اندازی مراکز نوآوری شهری تجاری سازی واتصال ایده های خوب شهری به این چرخه خواهد بود، لذا به جهت تکمیل این چرخه ، دو زیر ساخت تامین سرمایه گذاری و دیگری استفاده از ایده های خرد که جنبه های عام المنفعه دارند الزامی است که دراین مراکز فرایندهای مشخصی برای آن پیش بینی شده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها