رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
  • الأحد ۲۱ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Sunday 26 May

صریر: با عدم حضور پانته آ بهرام، یکی از بازیگران اصلی سریال دلدادگان برای ضبط صحنه های آخرین قسمت، فیلمنامه و پایان بندی به کل تغییر کرد تا پایان این سریال با واکنش های فراوان مخاطبان و حتی بازیگران سریال همراه شود.

به گزارش صریر، پس از پخش آخرین قسمت سریال سه فصلی «دلدادگان»، بسیاری از مخاطبان به نوع پایان بندی آن اعتراض کردند، دامنه این اعتراض ها به جائی کشیده شد که حتی صدای برخی بازیگران این سریال هم درآمد. این روزها شبکه‌های اجتماعی به یکی از پرمخاطب ترین و قدرتمند ترین رسانه ها تبدیل شده اند و جالب این است که همه واکنش‌های مردمی مخاطبان و جوابیه های مربوط به این سریال در اینستاگرام منتشر شد.

 

اولین کسی که پس از پایان سریال واکنش نشان داد، پانته آ بهرام، بازیگر نقش افسانه در این سریال بود که نوشت: «پایان افسانه این نبود اگر بدقولی صدا وسیما نبود!!افسانه برای نجات پسرش، توسط هاتف کشته میشد و…»

 

 

 

بعد از انتشار این پست همه از نارضایتی پانته آ بهرام از پایان بندی سریال گفتند و اینکه حتما صدا و سیما در پایان بندی سریال دخالت کرده و آن را تغییر داده است، اما در فاصله کوتاهی پس از انتشار پستی از سوی شاهرخ استخری در جواب پانته آ بهرام، همه چیز تغییر کرد.

 

او در صفحه شخصی اش با انتشار تصویری از خودش و پانته آ بهرام نوشت: «ارغوان نباید تیر میخورد، خانم بهرام نازنین درست میگن، یه سه تا نقطه هم آخر جملشون گذاشتن که اگه اجازه بدین یکى از اون نقطه ها رو هم من بگم، بله قرار بود افسانه توسط هاتف کشته بشه ولى ٢ تا صداى شلیک شنیده میشد که یکیش گلوله ناقابلى بود که افسانه به هاتف میزد. قضاوت نمی کنم شمارو خانم بهرام، اى کاش میموندین و همه تیم با هم پایان بهترى رو براى سریالى که مردم دوست داشتن رقم میزدیم، احساس کردم مردم حق دارن بدونن این پایان، سلیقه تیم دلدادگان و حتى سازمان صدا و سیما نبود.»

 

 

 

منوچهرهادی کارگردان این سریال هم پس از قسمت پایانی و روبرو شدن با واکنش های مخاطبان و البته بازیگران سریال، در پستی اینستاگرامی نوشت: « بینهایت از اینهمه استقبال و دقت در جزئیات کار از شما مخاطبین و هواداران سریال سپاسگزارم. ولی چند سوال شما را باید پاسخ بدهم.اول اینکه ارغوان راننده اتومبیل بوده و چرا در صندلی عقب افتاده. واقعا باید روی امیر می افتاد ولی ببخشید که امکانش نبود. مثل اینکه تمام خانمهای بازیگر با حجاب کامل در منزل هستند و دلیل آن کاملا واضح و مشخصه. دوم اینکه چرا مامورین نرسیدن به محل حادثه ولی افسانه رو لب مرز گرفتن. صحنه ای که مالک پشت به دوربین گریه میکنه گذر زمان رو قبلش داریم اون صحنه میتونه هفت هشت ساعته بعد باشه و افسانه با اولین پرواز به یک شهر مرزی در کمتر از دوساعت میرسه و قطعا مامورین هم رسیدن که دیگر دلیلی بر نشان دادن صحنه مامورین وجود ندارد.عده ای از شما عزیزان از پایان باز صحبت کردین. تعجب می کنم!!!. امیر پسر افسانه شد. ارغوان دختر مالک و مرضیه. هاتف در صحنه تصادف کشته شد. عنایت پدر هاتف دستگیر شد.افسانه هم در مرز در حین فرار از کشور دستگیر شد. ارغوان هم در کماست که اگر به هوش می آمد عده ای معترض می شدند پایانش هندیه در هرحال این کجاش بازه من نمیدونم.

 

نکته بعدی اینکه صدا و سیما هیچ دخالت و سانسوری در قسمت های پایانی نداشته. حتی یک فریم. یکی از بازیگران اصلی ما در فینال کار با ما همراه نشد. که دلیل آن را تهیه کننده توضیح خواهند داد. و تلاش من و نویسنده هم موثر واقع نشد. ایشان را قضاوت نمیکنم ولی ما مجبور شدیم فیلمنامه رو تغییر دهیم و در نبود ایشان بهترین فینالی که می شد نویسنده کار بنویسه و ما بگیریم همین بود. بی نهایت از بازی بازیگرانم راضی ام. ایکاش این بازیگر توانا و مستعد کار رو ترک نمی کرد و ما نیز فینال بهتری رو تقدیم میکردیم. اینکه افسانه باید با امیر روبرو میشد. در نسخه اصلی فیلمنامه موجوده و ابتدایی ترین اصل در داستان ما تقابل این دو کاراکتر بوده که در نبود بازیگر مذکور امکانش میسر نبوده .

 

 

 

درنهایت ممنونیم از همراهی شما عزیزان. به شخصه از مخاطبین عزیز و فرهیخته که احیانا فینال کار آنچنان که باید مورد پسندشان نبود. عذرخواهی میکنم ولی بدانید که من و تمام عوامل در نبود این بازیگر تمام تلاشمان راکردیم.حتما این بازیگر محترم هم دلایلش برای ترک کار از نظر خودشون کافی بوده ولی کلیه عوامل فیلم با شرایط خیلی سخت تر از ایشان با عشق و علاقه و تعصب به کارشون ایستادند در کنار هم و کارشونو ترک نکردند و به اتمام رسوندند. بابک کایدان عزیز و مهدی محمد نژادیان نازنین من ممنون شما هستم وامیدوارم خیلی زود با قلم توانای شما کار دیگری رو جلوی دوربین ببرم.»

 

 

ملیکا شریفی نیا بازیگر نقش حدیث هم ساکت نماند و با انتشار تصاویری نوشت: «سلام عزیزانم …. مرسی که تا آخرین قسمت دلدادگان با ما همراه بودین …. این پست رو در جواب انتقاداتی که به قسمت آخر دلدادگان داشتید گذاشتم که متوجه بشید دلیل این پایان چی بوده و همچنین پایان اصلی فیلمنامه رو خودتون شخصا بخونید .امیدوارم با مطالعه ی این نوشته ها جواب سوالاتتون رو بگیرید و دلایل این اتفاقات رو درک کنید…»

 

 

 

 

 

بابک کایدان نویسنده سریال هم در اینستاگرام نوشت:«دلدادگان تمام شد و ممنون از همه شما عزیزان که به اینکار دل دادید و چون دل دادید طبیعی ست که با حساسیت و دقت بیشتری به این سریال واکنش داشته باشید.
ضمن احترام به همه واکنشهای شما حتی کسانی که با بی ادبی تمام نقدشون رو نسبت به قسمت پایان مطرح کرده بودند، در مقام یکی از نویسندگان سریال توضیحاتی جهت شفاف سازی عرض می کنم:

۱-بله.پایان این نبود.رویارویی افسانه و امیر بدیهی ترین اصل فیلمنامه نویسی بود که ما هم رعایت کردیم اما به دلیل بروز مشکلاتی که تهیه کننده محترم توضیح خواهند داد ، امکان حضور بازیگر توانمندمون خانم بهرام میسر نشد و هیچ راهی ، تاکید می کنم هیچ راهی جز حذف کارکتر افسانه در قسمت پایان و حل شدن موضوع و سرانجام افسانه با دیالوگ میسر نبود.

۲_به هم رسیدن امیر و ارغوان و اصطلاحا پایان خوش مطلق، کلیشه ای قابل پیش بینی و ساده ترین شکل ممکن بود ، از سوئی مرگ ارغوان پایانی تلخ، ناجوانمردانه و مایوس کننده . حالت سوم به کما رفتن ارغوان بود که هم راه بازگشت و رسیدن به امیر را باز می گذاشت و هم اینکه فرصت عاشقی کردن امیر را می داد . گویی نوبت امیر است پای ارغوان بنشیند و منتظر بماند و سختیها را تحمل کند و البته این همان مفهوم عشق است.عشق صرفا در وصال نیست عشق گاهی در تحمل سختی هاست.

 

 

 

۳_از لحاظ دراماتیک مهمترین و تاثیرگذارترین رویارویی متعلق به پدر و مادرها و فاش شدن رازها بود که به تصویر کشیدیم اما دانستن حقیقت برای ارغوان و امیر جز تکرار اطلاعاتی که مخاطب می داند و کش دار شدن قصه ، نتیجه ای نداشت مخصوصا اینکه به دلیل خردسال بودنشان چیزی از درد و رنج ربوده شدن یا نداشتن پدر و مادر احساس نکرده بودند و در نهایت واکنش دراماتیک آنها در حد یک شک ، نگاه و اشک و تکرار اطلاعات چیزی برای شما عزیزان ارائه نمی داد . به این دلیل با گذر زمان از آن عبور کردیم.

۴_نکته آخر اینکه هیچ اثری ، هیچ جهان مصنوعی که توسط انسان خلق می شود بی عیب و نقص نیست. ما هم ادعای بی نقص بودن نداریم و نقدهای مثبت شما را با دقت به ذهنمان می سپاریم. از اینکه کاستی ها را به ما می بخشید تشکر می کنم و باور کنید ما تیم سازنده برای اینکه دلدادگان به ایستگاه پایان برسد خون دلها خورده ایم. سپاس از همراهی تون. بابک کایدان

 

مجموعه تلویزیونی «دلداگان» که در قالب سه فصل روی آنتن شبکه سوم سیما رفت، سریالی پربازیگر بود که در زمان پخش با واکنش های فراوانی از سوی مخاطبان همراه بود.

ایرج محمدی تهیه کننده این سریال هم در گفت و گوئی خبری درباره حواشی ایجاد شده درباره دلیل حضور نیافتن یکی ازبازیگران اصلی سریال در صحنه های آخر گفت: سپاس فراوان از تمام مخاطبان سریال «دلدادگان» که در طول پخش ما را همراهی کردند. هر سریال می‌تواند پایان بندی‌های متفاوتی داشته باشد. در این سریال فیلمنامه‌های تمام قسمت‌های این مجموعه مورد تصویب مدیران رسانه ملی قرار گرفته بود و از سوی صدا و سیما هیچ گونه تغییری در پایان بندی صورت نگرفته است. آنچه باقی می‌ماند واکنش یکی از بازیگران اصلی این سریال بود که با وجود وساطت‌های کارگردان فیلم، نویسنده و تمام عوامل، باعث حضور ایشان در سکانس پایانی نشد.

 

وی در خصوص علت عدم حضور این بازیگر ادامه داد: در تمام کارها به خاطر شرایط اقتصادی مشکلاتی به وجود می‌آید. به علت وسیع بودن پروداکشن، پرداخت‌ها کمی به مشکل برخورد. اما من به عنوان تهیه کننده تمام تلاشم را برای رفع این مشکل انجام دادم. تمام عوامل این سریال با این مشکلات ما را همراهی کردند، جز یک بازیگر که به شدت بازیگر توانمند و خوبی است، ولی در سکانس نهایی حاضر نشد!

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها