رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
  • الإثنين ۱۸ رجب ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 25 March

صریر: کسب و کاری که قداست دارد و می‌تواند سکوی پرشی در معنویات باشد، برای برخی جولانگاه اوامر شیطان شده و از هیچ اجحافی در حق مشتری دریغ نمی‌کنند.

به گزارش صریر از تبریز، چندی  پیش  مطلبی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که رسانه ملی هم این خبر را منعکس کرد و آن خبر، دیدار و قدردانی امام جمعه تبریز از پیرمرد چای فروشی بود که وقتی چای را وزن می‌کند در قسمت دیگر ترازو هم پاکتی می‌گذارد تا فقط وزن خالص چای محاسبه شود و  وزن پاکت به همراه چای حساب نشود.

الان شاهد هستیم که معمولا شیرینی فروش‌ها جعبه شیرینی را با خود شیرینی وزن می‌کنند و اصلا تفکیکی بین این دو قائل نیستند؛ در حالی که جعبه قیمتی دارد و شیرینی قیمتی دیگر. حالا اسم این چیست؟! آیا این کار نوعی کم فروشی و غش در معامله نیست؟! شاید از این جهت که مشتری معمولا به این مسئله واقف است که جعبه با شیرینی وزن می‌شود مصداق غش در معامله نباشد؛ ولی بی‌تردید دور از انصاف است.  این کجا و کار آن چای فروش منصف کجا!

قحط الرجال انصاف

کار این کاسب با تقوا بسیار ارزشمند و در جای خودش محفوظ است؛ ولی یکی از نکات مهم قابل استفاده  این است که متأسفانه چقدر کم فروشی و اجحاف در جامعه زیاد است که چنین مسئله‌ای تا این حد خودنمایی می‌کند و خبرساز می‌شود؛ این در حالی است که در جامعه اسلامی همه باید اینگونه باشند و چنین مسئله‌ای یک امر عادی تلقی شود.

به تصریح قرآن کریم کم فروشی ناشی از عدم اعتقاد به قیامت است. خدواند متعال در قرآن کریم، در سوره مطففین که به معنای کم فروشان است می‌فرماید:« وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلىَ النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذَا کاَلُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ یخُسِرُونَ أَلَا یَظُنُّ أُوْلَئکَ أَنهَّم مَّبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبّ‏ِ الْعَالَمِینَ؛ وای بر کم فروشان! آنهایى که وقتى براى خود وزن مى‏کنند، کامل مى‏گیرند و هنگامى که براى مردم وزن مى‏کنند، کم مى‏گذارند. آیا نمى‏دانند که آنها روزى برانگیخته مى‏شوند؟ در روزى بزرگ!»

امروز در جامعه شاهد هستیم که چقدر کاسبی‌ها از فرهنگ اسلامی و حتی انسانی دور شده است و برخی به هر طریقی که ممکن باشد سعی دارند کسب درآمد کنند و گویا چیزی به نام انصاف در وجودشان نیست.

یک روز دلار گران می‌شود  و به بهانه آن اجناسی را که قبل از  گرانی دلار خریداری کرده بودند گران می‌کنند. وقتی دلار پایین می‌آید، قیمت‌ها را پایین نمی‌آورند و می‌گویند که با دلار گران اجناسشان را خریداری کرده‌اند. راست هم می‌گویند، زمان‌بر است تا قیمت‌ها پایین بیاید؛ ولی معلوم نیست چرا به محض گران شدن دلار اجناسی که هیچ ربطی به دلار گران نداشته بالا می‌رود، آن جا زمان‌بر نیست، ولی اینجا باید زمانی سپری شود تا قیمت‌ها متعادل شود!

کسب و کاری که قداست دارد و می‌تواند سکوی پرشی در معنویات باشد، برای برخی جولانگاه اوامر شیطان شده و از هیچ اجحافی در حق مشتری دریغ نمی‌کنند. ریشه آن هم در خوشبینانه‌ترین وضع، غفلت از خدا و قیامت است و در بدترین حالت به اعتقادی کامل به قیامت است. مؤیدش همان آیه شریفه است که درباره کم فروشی ذکر شد و بحث اعتقاد به قیامت در آن مطرح است.

کاسب حبیب خداست

معروف است که می‌گویند کاسب حبیب خداست یا در حدیث است که برکت ده جزء است و نه جزء آن در تجارت است. آیا جوّ غالب در کاسبی‌های امروز جامعه چنین معنایی را تداعی می‌کند که  کاسبانی که دروغ و غش در معامله ابزار کارشان شده، تجارتشان با برکت باشد یا حبیب خدا باشند.

متأسفانه بخش چشمگیری از اخبار اقتصادی شامل انواع و اقسام حقه بازی‌‌هایی است که مشتریان و خریداران را متضرر می‌کند؛ از شرکت‌های آنچنانی گرفته تا عمده فروشان و خرده فروشان. یکی جنس تقلبی به مردم قالب می‌کند، دیگری احتکار می‌کند و … .

وقتی یاد خدا و ناظر بودن او فراموش شود و اعتقادی به حساب و کتاب قیامت نباشد و خودخواهی‌ها و حرص و طمع حکمفرما شود، نتیجه‌اش همین وضع نابسامانی خواهد شد که شاهد هستیم و امثال این چای فروش منصف خبرساز می‌شوند و تعجب جامعه را بر می‌انگیزاند.

البته کم و بیش، مانند این پیرمرد تبریزی پیدا می‌شوند ولی امیدارویم که نظیر او به وفور در جامعه باشند و فضای کسب و کار قداستش را از دست ندهد.

منبع : رسا

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

این گره نیاز به دندان ندارد

به گزارش صریر، اگر چرخی در پیچ و خم دادگاه ها بزنید موارد زیاد و عجیب و غریبی می بینید.مشکلاتی که باز کردن گره آن با دندان نیست! وقتی پای درد و دل برخی از افرادی که برای موارد مختلف می خواهند دادخواهی کنند می نشینید تعجبتان چند برابر می شود. طلاق، طرح شکایت به خاطر خیانت، جعل امضای چک، ضرب و شتم و اینگونه مباحث دلایل اتهام های مختلف پرونده های دادگاه هاست. اما می خواهیم چند قدم عقب تر بیاییم و با هم چند گزاره بسیار ساده را مرور کنیم. خیلی از اتفاقاتی که در دادگاه ها می خواهد با دندان باز شود اصلا می تواند به گره نرسد تا بخواهد باز شود! حرفم سر تمامی پرونده های دادگاه نیست که واقعا برخی از آن ها راه حلی جز، دادگاه و قوه قهریه آن ندارد اما بسیاری از مشکلات دادگاه که پیش می آید می تواند اتفاق نیفتد. چند نمونه آن را به صورت عینی با هم مرور می کنیم. پرونده اول: اتهام به دلیل جعل امضای چک برای طرح شکایت آمده بود دادگاه که همسرم از امضای من سوءاستفاده کرده و جعل امضا نموده و در بازار خرج کرده است. دادگاه هم طبق مراحل قانونی بررسی کرد و رای دادگاه صادر شد. اما جالب اینجاست که در خلال رسیدگی به این پرونده این زن و شوهر از هم جدا شدند! بسیار برایم دردناک بود وقتی خلاصه وضعیت پرونده شان را خواندم. شکایت به دلیل جعل امضای زن، توسط شوهرش و استفاده از برگه چک ها در بازار، جالب اینجاست که اکثر چک ها پاس هم شده بود اما چرا این اختلاف به دادگاه کشید! من نه کارشناس حقوقی هستم و نه قاضی اما می خواهم از منظر فرهنگی اجتماعی وضعیت را برایتان شرح دهم. سه نکته در پرونده این زن و شوهر برایم تاسف انگیز بود. اول اینکه این زوج، اختلاف داشتند، دوم اینکه یکی از زوجین قبلا ازدواج کرده بود و این وصلت جدید باعث بروز ناراحتی هایی شده بود، سوم اینکه بحث مشاوره هم پاسخ نداد و این دو در خلال پرونده از هم جدا شدند. اول اینکه چرا در زمان انتخاب همسر دقت کافی و توصیه اسلام را کمتر و یا ناقص رعایت می کنیم؟ چقدر تاکید بر شناخت طرفین و صد البته وجود گزاره های اسلام برای انتخاب توصیه شده است؟‌ حال به مرحله دوم می رسیم، در زندگی مشترک چه توصیه هایی مبنی روش صحیح همسرداری از سوی اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است؟‌ چرا اتاق خواب، بیشتر به اتاق جنگ شبیه است تا محل آرامش؟ چرا برخی همسران طلاق عاطفی دارند و به صورت صرفا نباتی با هم زندگی می کنند؟‌ آیا نمی شود در کنار هم مشکلات را حل کنند؟ ازدواج دوم درست است که دارای حساسیت های خاص خودش است اما می توان با تدبیر هم در انتخاب و هم در زندگی آن را سامان داد. اصلا حرفم سر این است که اگر در خانواده این زوج، هم صحیح انتخاب می کردند و ...

آخرین خبرها