رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
  • الأربعاء ۱۵ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Wednesday 19 June

صریر: آرای پرونده شورای شهر و شهرداری تبریز اعلام شد.

به گزارش صریر از تبریز، براساس اعلام اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب تبریز، در پرونده معروف به پرونده شهرداری تبریز که در سال ۱۳۹۴ حسب گزارش اداره اطلاعات استان در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان تبریز تشکیل شد، پس از شروع به تحقیقات تعدادی از اعضای شورای شهر و شهرداران مناطق تبریز دستگیر و با تکمیل پرونده، برای تعداد ۴۶ نفر از متهمان کیفر خواست صادر شده و پرونده به دادگاه‌های کیفری ۲ تبریز ارسال شد که توسط دادگاه بدوی برای ۴۳ نفر از متهمان حکم محکومیت صادر شد.

با اعتراض محکوم علیهم، پرونده به دادگاه تجدید نظر استان ارسال و پس از رسیدگی، رأی قطعی برای تعداد ۲۴ نفر صادر شد.

اسامی ذیل به تعداد ۱۲ نفر حسب تبصره ماده ۳۶ از قانون مجازات اسلامی منتشر می‌شود که موضوع رأی دادگاه است، پرونده تعدادی از متهمان همچنان مفتوح و در دادگاه تجدید نظر استان و دادسرای عمومی و انقلاب تبریز تحت رسیدگی است.

عباس عادلی شهیر فرزند حسین

ارتشاء به مبالغ۶۱۰ میلیون تومان +۲۵۰ عدد سکه تمام بهار آزادی +۲۰ عدد ربع سکه بهار آزادی+۲۷۰ میلیون تومان +۱۵۰ میلیون تومان +یک قطعه زمین به متراژ ۲ هزار و ۲۰۰ متر مربع در شهرک مبل و خودرو

چهار فقره ۱۳ سال حبس  تعزیری + جزای نقدی +رد مال + ۷۰ ضربه شلاق و سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

داود بهراء فرزند بهلول

ارتشاء به مبالغ ۵۰ میلیون تومان وجه نقد + ۲۷۰ سکه تمام بهار آزادی +۵۶ میلیون تومان + ۵۰ قطعه سکه تمام بهار آزادی  و ۲۰ هزار یورو  جمع مبلغ ریالی ۱۰۶ میلیون تومان و جمع سکه‌ها به تعداد ۲۲۰ قطعه سکه تمام بهار آزادی  و رشاء به تعداد ۲۰ قطعه سکه تمام بهار آزادی

سه فقره ۷.۵ سال حبس تعزیری + دو سال و ۶ ماه حبس تعزیری + جزای نقدی+رد مال +۳۰ ضربه شلاق  و سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

  حبیب شیری آذر فرزند یوسف

 ارتشاء به مبلغ ۳۰ هزار دلار( معادل یکصد میلیون تومان در زمان صدور رای )

  یک‌سال حبس تعزیری + جزای نقدی +رد مال +یک‌سال انفصال موقت از خدمات دولتی+ ۱۰ ضربه شلاق + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

مسلم مقدوری شربیانی فرزند کاظم

ارتشاء به مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان و فراهم کردن موجبات رشاء به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان

هفت سال و ۶ ماه حبس تعزیری + جزای نقدی + ۴۰ ضربه شلاق +رد مال و  دو سال انفصال موقت از خدمات دولتی + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

محبوب عبدالله پور فرزند جمشید

ارتشاء به مبالغ یکصد میلیون تومان + ۵۰ میلیون تومان و یکصد میلیون تومان جمعا ۲۵۰میلیون تومان وجه نقد

سه فقره هشت سال حبس تعزیری + جزای نقدی + ۱۰ ضربه شلاق + رد مال+ یک‌سال انفصال موقت از خدمات دولتی + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

محمود محمدی فرزند حسین

ارتشاء به تعداد ۲۵ قطعه سکه تمام بهار آزادی + ۵۶ میلیون تومان

دو فقره هفت و نیم سال حبس تعزیری + جزای نقدی + ۴۰ ضربه شلاق +رد مال + انتشار در روزنامه کثیر  الانتشار

سیدرحمان نورثانی فرزند تیمور

ارتشاء به مبلغ ۴۵ میلیون تومان و یک دستگاه خودرو سواری پژو پارس

دو فقره  هفت و نیم سال حبس تعزیری + جزای نقدی + ۳۰ ضربه شلاق +رد مال+ ۶ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

مروت بلندی فرزند عزت الله

ارتشاء به مبلغ ۱۶۰ میلیون تومان

۱۵ ماه حبس تعزیری + جزای نقدی + ۴۰ ضربه شلاق + ۶ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی +رد مال + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

بهروز مولوی فرزند محمدحسین

رشاء به مبالغ یکصد میلیون تومان ۵۶ میلیون تومان + ۳۳ میلیون تومان +۱۶۰ میلیون تومان  + ۲۰۰ میلیون تومان جمعا ۵۴۹میلیون تومان

پنج فقره ۷۵ ضربه شلاق + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

علی ایمانی فرزند بایرامعلی

رشاء به مبالغ ۵۰ میلیون تومان +یکصد میلیون تومان  جمعا ۱۵۰ میلیون تومان

دو فقره ۷۴ ضربه شلاق + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

داود نامدار فرزند محمود

دو فقره رشاء به مبالغ ۲۶۶ میلیون تومان و ۲میلیون تومان

یک‌سال حبس تعزیری + جزای نقدی +۱۰ ضربه شلاق  و ۶ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی+رد مال + انتشار در روزنامه کثیرالانتشار

امیراحمد یوسفی فرزند مسعود

اعمال نفوذ بر خلاف حق و مقررات قانونی و تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ۹۵ میلیون تومان + ۲۰۵ میلیون تومان جمعاً ۳۰۰ میلیون تومان و فراهم کردن موجبات رشاء و ارتشاء به مبلغ ۳۰ هزار دلار و غصب عنوان

هفت فقره سه سال حبس تعزیری و یک فقره سه سال و یک ماه حبس تعزیری و جزای نقدی و رد مال

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها