رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 1 خبر
  • چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
  • الأربعاء ۱۵ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Wednesday 19 June
لیکنز هشتمین مربی خارجی تیم تراکتورسازی تبریز

تمام مربیان خارجی تراکتورسازی به روایت تصویر

صریر: جرج لیکنز هشتمین مربی خارجی تیم تراکتورسازی در طول تاریخ این باشگاه به شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار صریر از تبریز، جارج لیکنز به عنوان سرمربی جدید تراکتورسازی معرفی شده و در نیم فصل  دوم هدایت این تیم را برعهده خواهد داشت.

وی هشتمین مربی خارجی تیم تراکتورسازی تبریز در طول تاریخ این باشگاه به شمار می‌رود.


واسیلی گوجا در اولین روز حضورش در تیم تراکتورسازی- سال ۱۳۶۹(نفر سوم از راست)

واسیلی گوجا(رومانی):

اولین مربی خارجی تیم تراکتورسازی واسیلی گوجای رومانیایی بود. وی به نوعی فوتبال مدرن را وارد ایران کرده و برای اولین بار تمرینات حرفه‌ای را در باشگاه‌های ایران رواج داد.

واسیلی در ۳ مقطع زمانی سرمربی تیم تراکتورسازی بود که با این تیم در سال ۷۱ به مقام سوم ایران دست یافت و سال ۷۴ تیم تراکتورسازی را از لیگ دسته ۲ به لیگ دسته یک(لیگ برتر فعلی) رساند. قهرمانی تراکتورسازی در جام میلز هندوستان بدون گل خورده یکی دیگر از افتخارات واسیلی گوجا بود.

وی از لحاظ کسب مقام برای تراکتورسازی پایین‌تر از قلعه نویی و تونی اولیویرا قرار داد، اما به دلیل خدمات صادقانه و کشف استعدادهای بی‌شمار فوتبال تبریز و ارائه بازی هجومی و تماشاگرپسند هنوز هم محبوب هواداران تیم تراکتورسازی است.

واسیلی گوجا در سال ۲۰۱۶ به دنبال یک بیماری سخت درگذشت و در قبرستان شهر بخارست به خاک سپرده شد.


دیمیترو در بین بازیکنان تیم تراکتورسازی- سال ۱۳۷۳

یوان دیمیترو(رومانی):

دیمیترو جانشین واسیلی گوجای هموطنش شد. اما تراکتورسازی با وی از لیگ دسته یک ایران جام آزادگان به لیگ دسته ۲ سقوط کرد.

اما در همین سال تیم تراکتورسازی تا فینال جام حذفی صعود کرد و در بازی پایانی در تبریز برابر بهمن کرج به برتری یک بر صفر دست یافت، اما در کرج با ۲ گل مغلوب شده و قهرمانی را از دست داد.

در بازی برگشت داور مسابقه گل صحیح تراکتورسازان را که با شوتی راه دور به ثمر رسیده بود را در حیرت همگان آفساید اعلام کرد تا قهرمانی از این تیم گرفته شود.

فرهاد کاظمی مربی آن روزهای تیم بهمن بعدها در تبریز اعتراف کرد که قهرمانی حق تراکتورسازی بود و گل تیم تراکتورسازی کاملا صحیح بود.

فدراسیون فوتبال کشور به دلیل ظلم آشکاری که به تیم تراکتورسازی شده بود و برای دلجویی از این تیم، تراکتورسازی را به جام ملیز هندوستان فرستاد.

دیمیترو یک بار هم در سال ۷۶ مربی تراکتورسازی شد که به دلایل نتایج ضعیف در اواسط فصل از هدایت این تیم برکنار شد.


تیبلیوف سرمربی روسی تیم تراکتورسازی

بوریس تیبیلیوف(روسیه):

وی در سال ۱۳۷۷ به عنوان یک مربی صاحب سبک به تیم تراکتورسازی تبریز پیوست. اما نتایج این تیم به قدری متزلزل بود که کاظم امانی مدیر باشگاه تراکتورسازی نیم فصل وی را اخراج کرده و ستار نوبری را جاشین وی کرد.

از لحاظ نتیجه تیبلیوف ضعیف‌ترین عملکرد در بین مربیان خارجی تراکتورسازی را داشته است.

ارنست میدن دروپ(آلمان):

حضور مربی پرآوازه آن روزهای فوتبال آلمان در تراکتورسازی موجب حیرت همگان شده بود، خصوصا اینکه تراکتورسازی در لیگ برتر حضور نداشت و میدن دروپ باید در لیگ دسته یک تراکتورسازی را هدایت کرده و به لیگ برتر می‌رساند. میدن سابقه مربیگری در تیم هایآرمینا بیله‌‌فیلد‌ ‌و بوخوم آلمان را داشته و زمانی که علی دایی و کریم باقری در آرمینا بودند، هدایت این تیم را برعهده داشت.

نتایج متوسط تیم تراکتورسازی با میدن دروپ، هیچ وقت این تیم را مدعی صعود به لیگ برتر در سال ۸۴ نکرد.

قرارداد وی با تراکتورسازی ۲ ساله بوده و مدیر وقت باشگاه تراکتورسازی مرحوم گهرخانی امیدوار بود که میدن‌دروپ در سال دوم حضورش تراکتورسازی را به لیگ برتر برساند، اما با برکناری گهرخانی قرارداد میدن دروپ هم فسخ شد.


تونی اولیویرا

تونی اولیویرا(پرتغال):

سرمربی سابق بنفیکا پرتغال به اندازه میدن دروپ آلمانی شهرت نداشت، اما در ۳ مقطعی که در تراکتورسازی کار کرد یک قهرمانی در جام حذفی و ۲ نایب قهرمانی در لیگ برتر به دست آورده و پرافتخارترین مربی تراکتورسازی لقب گرفت.

هر چند وی ۲ بار هم از این تیم اخراج شده است.

وی بابت بدهی تراکتورسازی از حضورش سومش به فیفا شکایت کرده و یکی از مسببان محرومیت تراکتورسازی از ۲ نیم فصل نقل و انتقالات شد. همین موضوع سبب شد که میزان محبوبیتش در بین هواداران تراکتورسازی به شدت کاهش یابد و پرونده حضور وی در تیم تراکتورسازی بسته شود.


ارطغول ساغلام

ارطغرول ساغلام(ترکیه):

سرمربی ترکیه ای تیم تراکتورسازی ۱۰ بازی در لیگ برتر و ۶ بازی در جام قهرمانان باشگاه های آسیا هدایت تیم تراکتورسازی را برعهده داشت، اما فقط ۴ پیروزی در لیگ برتر کسب کرده و باشگاه های آسیا نیز بردی را به دست نیاورده و با قرار گرفتن تیم تراکتورسازی در رده دهم به کار خود خاتمه بخشد.

ساغلام به رغم نتایج ضعیف تا روز آخر حضورش در تبریز از  طرف هواداران تیم تراکتورسازی حمایت قرار گرفته و هواداران این تیم امیدوار به بازگشت وی برای هدایت تیم تراکتورسازی بودند، اما وی با یک تیم ترکیه ای قرارداد بست تا پرونده‌اش در تیم تراکتورسازی بسته شود.

جان توشاک

نامی‌ترین مربی تیم تراکتورسازی جان توشاک ولزی بود که سابقه هدایت تیم رئال مادرید را داشته و با این تیم به قهرمانی لالیگا دست یافته بود. در زمان بازیکنی نیز با تیم لیورپول قهرمان لیگ انگلیس دست یافته بود.

جان توشاک با هدف کسب قهرمانی تیم تراکتورسازی در لیگ برتر فوتبال کشور جذب این تیم شده و قرار بود در ۳ سال حضورش در تیم تراکتورسازی این تیم را متحول کند.

سرمربی سابق تیم ملی ولز هفتمین مربی خارجی تیم تراکتورسازی به شمار می‌رود، اما این عمر حضور این مربی حتی به نیم فصل هم نرسید.

توشاک با تساوی برابر تیم‌های تازه صعود کرده نفت مسج‌ سلیمان و نساجی کارش را در لیگ برتر آغاز کرد و در هفته سوم در تهران با ۳ گل مغلوب استقلال شد.

برد در هفته چهارم در تبریز برابر سایپا، تساوی پر گل در اصفهان مقابل سپاهان و پیروزی برابر ماشین‌سازی نتایج بعدی جان توشاک در تیم تراکتورسازی بود.

بعد از هفته ششم لیگ برتر تیم تراکتورسازی در جام حذفی در آبادان در حالی در ضربات پنالتی مغلوب نفت آبادان شد که این بازی را تا دقیقه ۷۰ با نتیجه ۳ بر ۱ پیش بود.

بعد از انتقادات هواداران تیم تراکتورسازی به این نتیجه، جان توشاک از هدایت تیم تراکتورسازی استعفا داده و به کشور خود بازگشت تا تنها ۷ بازی مربی تراکتورسازی بوده که حاصل آن ۲ پیروزی، ۴ تساوی و یک شکست بود.

وی به هیچ وجه انتظار انتقاد از عملکردش را نداشته و تصمیم گرفت بی‌خبر و شبانه تبریز را ترک کند.

جرج لیکنز 

جرج لیکنز دوران بازیکنی درخشانی نداشته و تنها ۳ بازی ملی در کارنامه دارد و معروف‌ترین باشگاهی هم که بازی کرده است کلوپ بروژ بلژیک است.

اما در دوره مربیگری‌اش هدایت تیم‌ ملی بلژیک در ۲ بازه زمانی را برعهده داشته و همچنین مربی تیم‌های ملی الجزایر و تونس هم بوده است.

ترابوزن اسپور ترکیه، کلوپ بروژ بلژیک، اندرلشت بلژیک و الهلال عربستان نیز معروف‌ترین باشگاه‌هایی است که لینکنز برعهده داشته است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها