رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
  • الأحد ۲۱ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Sunday 26 May

صریر: روزهای پایانی سال، شلوغی عجیبی در شهرها و خانه ها دیده می شود؛ شلوغی ای که خبر از آمدن بهار می دهد.

به گزارش خبرنگار صریر در تبریز، روزهای پایانی سال، شلوغی عجیبی در شهرها و خانه ها دیده می شود؛ شلوغی ای که خبر از آمدن بهار می دهد.

کاش می شد؛ به بهار گفت که فعلاً نیاید! آمدن بهار همیشه نویدبخش شادی و عید بوده است اما اکنون، مردم سرزمینم در تأمین کالاهای اولیه زندگی درمانده هستند و چگونه به استقبال بهاری بروند که همچنان زمستان در تمام وجودشان رخنه کرده است!

ماه اسفند یعنی احساس گذر عمر… ماه اسفند یعنی ناخودآگاه گوییم «چقدر زود، یک سال گذشت!» آری یک سال از عمر همه ما با اتفاق های تلخ و شیرین سپری شد…

در میان شلوغی هایِ روزهای پایانیِ سال، اینک بهترین زمانِ تفکر برای آنچه که گذرانده ایم، هست؛ تفکری که شروع خوبی را در سال جدید، برایمان به ارمغان آورد.

چه خوب است روزهای پایانی سال را بهانه ای کنیم و به حساب و کتاب اعمال یک سال گذشته از عمرمان برسیم تا شاید دیگر اشتباهاتِ سال گذشته را تکرار نکنیم!

چه خوب است صاحبان میز خطاکار که حق الناس زیادی بر گردنشان هست، از آمدن بهار و روسیاهی زمستان درس بگیرند و بفهمند که روزی همچون زمستان در برابر بهار، روسیاه تاریخ خواهند بود…

هر سال با پایان زمستان، بهار و عید نوروز تکرار می شود و کاش در این تکرارها، به یاد مرگ هم باشیم و اینکه این تکرارها، فرصتی تکرار نشدنی برای همه ماست تا در آن دنیا دست خالی نباشیم…

کاش صاحبان میز خطاکار هم اندکی مرگ را باور داشتند! و تکرار فصل ها برایشان تکراری نبود و خطاها را همچنان تکرار نمی کردند!

بهار و عید نوروز را دوست داریم، برایش لحظه شماری می کنیم، لباس نو تهیه می کنیم، خانه ها را تمیز می کنیم و… ولی آیا تا به حال فکر کرده ایم که می توان، هر روز عید را تجربه کرد؟!

حضرت علی (ع) فرموده اند: هر روزی که در آن گناه نشود، همان روز، روز عید است. (نهج البلاغه)

کاش صاحبان میز خطاکار هم گناه نمی کردند و حضرت علی (ع) را درست می شناختند! و به گفته هایش عمل می کردند! اما حضرت علی (ع) تنهاست و هنوز با درد شیعیانش درد می کشد…

و چه غم انگیز شهید دکتر علی شریعتی می گوید: «اگر می بینیم پیروِ علی و کسی که برای علی اشک می ریزد و کسی که محبت علی در قلبش موج می زند، سرنوشتش و سرنوشت جامعه ‌اش درد ناک ‫است، معلوم است که علی را نمی ‌شناسد و تشیع را نمی فهمد، هر چند که ظاهراً شیعه باشد.»

خوب زیستن و آدم بودن برای روز و فصل خاصی توصیه و تعریف نشده است! اگر ادعای انسان بودن داریم باید در تمام لحظات زندگی، خوب باشیم و آدم بودن را تمرین کنیم!

روزهای پایانی سال، بهترین فرصت برای نیکوکاری و جلب رضایت خداوند است؛ نیکوکاری برای هموطنی که قادر به تأمین مایحتاج اولیه زندگی اش نیست، چه برسد به فراهم کردن نیازهای نوروزی خانواده اش…

مشکلات اقتصادی، زندگی اکثر مردم را سخت کرده است ولی هستند هنوز کسانی که آرزوهای بزرگ آنها، خرجی های کوچک و معمول روزمره ماست، پس چه نیکوست با اندک کمک نقدی یا غیر نقدی هم که شده، عید را به خانه آنها هم ببریم، کودکان را شاد و خودمان هم، عید را قبل از بهار و عید نوروز، به قلبهایمان مهمان کنیم.

چه زیباست روزهای پایانی سال را به نیکوکاری گره بزنیم؛ گِرهی که لبخند و رضایت خداوند را برایمان هدیه خواهد کرد…

کاش صاحبان میز خطاکار در این روزهای پایانی سال، با خرج های اضافی و غارت بیت المال، گره های دیگری را برای زندگی مردم ایجاد نکنند و از شلاق الهی بترسند و گره های قبلی را که خود مسببش بودند را باز کنند!

به امید بهاری که همه هموطنانم از آمدنش خوشحال باشند و غمی از نداشتن ها، نداشته باشند…

به امید بهاری که رسوا کننده همه غارتگران بیت المال باشد تا دست ناپاکِ همه مفسدان اقتصادی از جیب مردم قطع شود…

به امید بهاری که دیگر هیچ صاحب میز خطاکاری، گناهانش را حاشا نکند و با شهامت، داوطلبانه خود استعفاء دهد…

به امید بهاری که همه ریاکاران و تظاهر کنندگان به دینداری و شهدا دوستی رسوا شوند تا دیگر شاهد شارلاتان بازی عده ای بی دین و فاسد نباشیم…

به امید بهاری که هیچ کودکی گرسنه نماند و مجبور به کار در سن کودکی و نوجوانی نباشد…

به امید بهاری که همه صاحبان میز، مولا علی (ع) را بشناسند و در رسوایی مفسدان اخلاقی و اقتصادی هیچ مصلحتی را ترجیح ندهند تا حضرت علی (ع) بیش از این تنها نماند…

به امید بهاری که هیچ پدری شرمنده خانواده اش نباشد و اشک نریزد…

به امید بهاری که عدالت در همه جا برقرار شود و هیچ ظالمی، قدرت ظلم به مظلوم نداشته باشد…

به امید بهاری که همه قارون های سرزمینم نابود شوند تا دیگر بردگی افتخار نباشد…

به امید بهاری که ظهور حضرت مهدی (عج) را به منتظران حقیقی اش عیدی دهد و آن حضرت با شمشیرِ عدالتش، نسل همه ظالمان را از روی زمینِ خدا محو کند تا همه مظلومان جهان، نظاره گر پایان ظلم و ستم در جهان باشند…

زهرا عبداله میرزائی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها