رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
  • الأحد ۲۱ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Sunday 26 May

صریر: جوادی با اشاره به مضامین اخلاقی اشعار پروین اعتصامی گفت: جامعه‌ اصلاح نمی‌شود مگر اینکه روح شفقت و مهربانی در بین مردم ساری و جاری باشد.

به گزارش خبرنگار صریر از تبریز، «محسن جوادی» در جشنواره بین‌المللی پروین اعتصامی در سالن آمفی تئاتر پتروشیمی تبریز اظهار داشت: تبریز خاستگاه و زادگاه ستارگان بلند آوازه در زمینه علم و دانش است و تاریخ و پربار و غنی دارد.

معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب به مسوولان، مردم استان و کشور گفت: همه مسؤولان یک وظیفه داریم و آن این است که اگر از این شهر غافل شویم و  روح نقد و نقادی همچنین پژوهش را فراموش کنیم، دیگر معلوم نیست که ۱۰۰ سال دیگر نامی از این آوازه باشد و یا نه.

جوادی خاطرنشان کرد: چند سال پیش بنده در دانشگاه آتن بودم و یکی از اساتید آتنی در آن جلسه گفت که آتن صدها چهره و نام‌آور داشت، ولی با غفلت از جوانان و رواج روح دانش و آموختن فضای اندیشیدن در شهر موجب شد که آتن امروز فرق زیادی با آتن سابق داشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه تبریز نام بلندی در عرصه دانش دارد، گفت: مراقب باشیم تا نام تبریز بلند و بلند آوازه بماند. البته امروز به مناسبت سالروز تولد پروین اعتصامی گردهم آمدیم و اگر قرار بود روز تولد همه شعرای تبریز حضور داشتیم، باید هر روز در تبریز بودم. 

معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: جامعه‌ اصلاح نمی‌شود مگر اینکه روح شفقت و مهربانی در بین مردم ساری و جاری باشد.

وی تصریح کرد: ابیات پروین اعتصامی آینه‌ای است که درد و رنج درونی او را که ناشی از درد بیرون جامعه است، نشان می‌دهد به طوریکه اگر چنین روحی در بین مردم رواج نداشته باشد حتی اگر عدالت محض هم باشد، نمی‌توان انتظار اصلاح داشت.

معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: پروین اعتصامی شاعری بود که از لحاظ مضمون و محتوای قالب شعر مدرن آشنایی داشت و از آنها الهام می‌گرفت. پروین اعتصامی در سطح عوام و عموم مردم نیست و این نقطه ضعف برای ما می‌باشد که از غنای ادبی وی استفاده نکرده‌ایم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها