رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 2 خبر
  • دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
  • الإثنين ۱۳ ربيع أول ۱۴۴۱
  • 2019 Monday 11 November

صریر: غنی زاده گفت: درمان اختلالات یادگیری کودکان تنها از طریق تکرار آموزش و گرفتن معلم خصوصی و افزایش ساعات مطالعه دانش آموز امکان پذیر نیست.

«سمیه غنی زاده» در گفت‌وگو با خبرنگار صریر با اشاره به این‌که برخی از دانش‌آموزان دچار اختلال‌های یادگیری مفاهیم و دروس درسی هستند که قابل درمان است، اظهار داشت: دانش آموز مبتلا به اختلال ویژه یادگیری ممکن است به صورت کلی در حوزه های خواندن، یادگیری ریاضی و نوشتن دیکته و به صورت جزئی تر در شناسایی کلمه، ادراک خواندن، حساب کردن، استدلال کردن، هجی کردن و یا کلمه بندی در نوشتن دچار مشکل باشد.

کارشناس ارشد روانشناسی ادامه داد: اختلالات ویژه یادگیری ممکن است با حالت های مختلف اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه و اختلالات رفتاری نیز همراه شود. در این شرایط والدین افزون بر اینکه با مسائل تحصیلی کودک دست و پنجه نرم می کنند، با رفتارهای پرخطر، بی نظمی، پرخاشگری، مقاومت در برابر پذیرش قانون و رفتارهای افراطی توجه طلبی رو به رو هستند، در واقع مشکل یادگیری کودک در درجه دوم اهمیت قرار گرفته و پدر و مادر از این رفتارها خسته و نگران می باشند.  

غنی زاده خاطرنشان کرد: بهترین راه کمک به کودک و والدین ارجاع به متخصص اختلال یادگیری است. دلسوزی، ترحم، تنبیه بدنی، محروم سازی، توهین و تحقیر هیچ کمکی به کودک نخواهد کرد و تمام دارایی او که اعتماد بنفس اوست از او گرفته خواهد شد.

این روانشناس حوزه کودک و نوجوان خطاب به والدین گفت: سعی کنید واقع بین باشید و شرایط کودک را به همان شکل ابتدا قبول بکنید و بعد انتظارات خود را با توانایی کودک هماهنگ کنید تا او را از زیر این اتمسفر روانی خارج  و جوی مطلوب را برای یادگیری او ایجاد کنید.

وی با بیان این‌که درمان اختلالات یادگیری کودکان تنها از طریق تکرار آموزش و گرفتن معلم خصوصی و افزایش ساعات مطالعه دانش آموز امکان پذیر نیست، خاطرنشان کرد: مراجعه به مراکز متخصصان اختلالات یادگیری باید مورد توجه والدین باشد، افزایش ساعات مطالعه دانش آموز، زمانی که درمان صورت نگرفته است، تنها تثبیت فرایند شکست و ناامیدی و افزایش اضطراب و دلزدگی کودک است.

غنی زاده ادامه داد: برطرف شدن نقاط ضعف کودک مبتلا به اختلال یادگیری، او را علاقه مندتر و باانگیزه تر خواهد کرد. از سوی دیگر مضطرب شدن پدر و مادرها، تنها باعث به هم ریختگی کودک خواهد شد و تأثیری در پیشرفت دانش آموز نخواهد داشت.تمرکز بر نقاط مثبت کودک و پیگیری فرایند درمان، بهترین روش برای بهبود کودک مبتلا به اختلالات یادگیری است.

وی یادآور شد: بسیاری از والدین، اختلالات یادگیری کودک را موضوعی کاملا ساده و پیش افتاده و به صورت کاملا عادی در نظر می‌گیرند؛ عادی به این معنا که مشکلات یادگیری کودک را ناشی از بی توجهی و حواس‌پرتی تعمدی و دل ندادن کودک به انجام تکالیف می دانند و این ذهنیت تاثیر معکوس بر درمان اختلالات یادگیری کودک دارد.

کارشناس ارشد روانشناسی افزود: بهترین مؤلفه پذیرش این موضوع است که کودک عمدا نقشی در بروز اختلالات ندارد و کودک خود معلول مشکلات است. این تفکر می تواند به والدین و معلمین در همراهی بیشتر جهت در مان کودک کمک شایانی بکند.

غنی زاده ادامه داد: درمان اختلالات یادگیری نیازمند پیگیری مدوام و عدم آشفتگی در درمان است خیلی از والدین به تصور اینکه شاید درمان بهتر و سریعتری وجود داشته باشد، مدام از این مطب به آن مطب. از این کلینیک به آن کلینیک مراجعه می‌کنند و متاسفانه این رجوع های مکرر فقط وقت طلایی درمان کودک را از بین می برد.

وی با بیان این‌که باید مشکلات یادگیری کودکان را جدی بگیریم، گفت:‌ جالب است بدانید بسیاری از کسانی که ما آنها را به نام نابغه می‌شناسیم، در کودکی کودن شمرده می‌شدند، در حالی که به احتمال زیاد‌ فقط در یک درس خاص دچار اختلال یادگیری بوده‌اند.

کارشناس ارشد روانشناسی افزود: وقتی می‌گوییم کودکی دچار اختلال یادگیری است، یعنی در مقایسه با فردی که از نظر هوشی با وی همسان است، در یک موضوع خاص (مثل روخوانی، ریاضی یا نوشتن) دچار ضعف چشمگیر است. این ضعف با بهره هوشی او متناسب نیست؛ یعنی با توجه به ضریب هوشی‌اش، این ضعف توجیه‌‌پذیر نیست.

غنی زاده ادامه داد: برخی‌ دانش‌آموزان در رشد جسمی و هوشی کاملا بهنجار هستند، اما هنگام ورود به مدرسه در جریان یادگیری دچار مشکلاتی می‌شوند که تنها با تشخیص اختلال یادگیری توضیح داده می‌شود.

وی با تأکید بر این‌که اختلال یادگیری با عقب‌ماندگی ذهنی تفاوت‌های اساسی دارد، تصریح کرد: در این اختلال بسیاری از کودکان فقط در یک درس خاص ناتوان هستند، در حالی که در کودکان عقب‌مانده این ناتوانی در تمام ابعاد زندگی وی فراگیر و مشخص است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

داغ بر دل « قره‌داغ »

به گزارش صریر از تبریز، هشت سال پیش در یکی از نشریات پرونده‌ای کار شد که چرا ارسباران، شمال ایران(سواحل خزر) نشد؟ آن روز از بکرترین جنگل‌های ایران گفتیم که به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌های گردشگری در اطراف آن، کمترین توجه را به عنوان مقصد گردشگری به خود جلب کرده بود. یعنی اگر از کودک این سرزمین بپرسید شمال کجاست؟ پاسخ مشخص است، اما جایی که از قره‌داغ و ارسباران بپرسیم، پاسخ شاید مشخص نباشد. ارسبارانی که هر چه از زیبایی‌هایش بگوییم کم گفته‌ایم. منطقه‌ای که تا مرز ثبت جهانی رفته و پرونده‌اش همچنان باز است. «انوشیروان شیروانی» مجری پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران روزی گفت: «یک شیرمرد در قامت استاندار می‌تواند بخشی از منطقه حفاظت شده ارسباران را ثبت جهانی کند.» این جمله تاریخی درد این روزهای ارسباران است. منطقه ای که از شیرمردان و شیرزنان انگار تهی شده و به جایی رسیده که با پرونده‌ای باز برای ثبت جهانی شدن، از ویژگی‌های خود برای جهانی شدن تهی می شود. این روزها ارسباران سبز دیروز به رنگ الوار و چوب در آمده است. اگر روزی به خاطر بخش های کشاورزی و عشایر نشینی این منطقه ثبت جهانی نشد، فردا این منطقه برای از بین رفتن ویژگی های اصلی خود شاید دیگر جهانی نشود. حکایت غریبی‌است، اگر دیروز بر اثر اتفاق، آتش به جان دیگر اثر جهانی‌مان یعنی بازارتاریخی تبریز افتاد، این روزها برخی سودجویان آتش به جان نگین‌ِ سرسبز آذربایجان انداخته‌اند و جنگل‌های قره‌داغ را به یغما می‌برند و نکته‌ی کار این‌جاست که این‌طرفِ قضیه نه از سازمان محیط‌ زیست صدایی در می‌آید و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان دلش به حال این میراث می‌سوزد. از سوی دیگر استاندار هم می‌گوید که خبرسازی کار دشمنان است و کار، کارِ انگلیسی‌هاست. یاد آن مسئول چنددهه قبل می‌افتیم که می‌گفت اینها نوار است و واقعیت ندارد. طی این ماه‌ها جز امام جمعه ‌تبریز صدای اعتراضی برای به یغما رفتن این ثروت بلند نشده است و همه دورهم «جشن ماست‌مالی» را برگزار می‌کنند و می‌گویند خبری نیست. در میان این «خبری نیست‌ها» پوپولیست‌های مجازی و حقیقی خبرساز شده‌اند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و برای خود فالوور جمع می‌کنند. این جماعتِ پوپولیست برایشان مهم نیست که آنچه منتشر می‌کنند چه اثراتی در جامعه دارد، هدف آنها در مرحله اول دیده‌ شدن و در مرحله دوم ریختن هیزم بر آتش قومگرایی است، چرا که خمیر آنها آماده پخت است برای تجزیه طلبان. این روزها باید برگردیم به جمله انوشیروانی شیروانی. این روزها بیش از همه چیز و همه کس، مسئولِ شیرمرد و شیرزنی می‌خواهیم که بگوید چرا حمل و نقل چوب و الواری که قرار بود ممنوع شود، همچنان در روز روشن انجام می شود؟ این روزها این شیرمرد و شیرزن کجا هستند که جلوی به یغما رفتن ثروت عمومی این دیار را بگیرند؟ این روزها نباید اجازه بدهیم داغی دیگر بر دل قره داغ بماند. زلزله ورزقان برای این منطقه کم نبود؟ جعفر محرم پور

آخرین خبرها