رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹
  • الجمعة ۱۹ ذو القعدة ۱۴۴۱
  • 2020 Friday 10 July

صریر: کشف حجاب رضاخانی اگر چه حاصل کرکری او با آتاتورک بود و سوغات سفر ترکیه، اما نباید ماجرا را ساده کرد. کشف حجاب و کلاه پهلوی با تعطیلی عزاداری ها هم همراه بود که آن هم تعطیل نشد. رضاخان یک فرق دیگر هم با رقیب ترکش داشت.

به گزارش صریر از تبریز، کشف حجاب با رضاخان آمد، با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ ته کشید و با نامه آیت الله کاشانی و پافشاری علماء رفت. از ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۳. یعنی ۹ سال. قیام مسجد گوهرشاد در تیر ۱۳۱۴ شهدای زیادی را در دفاع از حجاب داد و کشف حجاب اجباری رضاخانی در این ۹ سال زنان و دختران زیادی را خانه نشین کرد. کشف حجاب رضاخانی اگر برای زنان ایران بود کلاه پهلوی هم اجبار رضاخان برای مردان ایران بود در مسیر ترقی. و البته ارتشی که به ترقه ای بند بود تا از هم بپاشد و ایران اشغال شود.

کشف حجاب رضاخانی اگر چه حاصل کرکری او با آتاتورک بود و سوغات سفر ترکیه، اما نباید ماجرا را ساده کرد. کشف حجاب و کلاه پهلوی با تعطیلی عزاداری ها هم همراه بود که آن هم تعطیل نشد. رضاخان یک فرق دیگر هم با رقیب ترکش داشت.

مصطفی کمال پاشا سوسیالیست بود و رضاخان، انگلوفیلی که آلمانوفیل شد و در نهایت خلع از سلطنت و تبعید و مرگ. و جالب است که رضاخان در همان دامی افتاد که پاشاهای عثمانی در جنگ بین الملل اول افتادند و ورودشان به جنگ با طمع اشاعه ترکیسم در قفقاز، امپراطوریشان را به تاراج داد.

رضاخان در جنگ بین الملل دوم از ترس روس به هیتلر پناه برد و وقتی ارتش نازیسم در سیبری یخ زد، ارتش شاهنشاهی ایران از هم پاشیده بود و روسها تخت گاز تا تهران تاختند. تنها در جلفا بود که کمی به زحمت افتادند و شهدایی از ایران گرفتند. اغلب ملتچی ها چه در دنیای عرب چه در آناتولی و چه در قفقاز سوسیالیست بودند، جز در ایران. پان ایرانیسم فروغی و کسروی، طعم انگلو جهود داشته در ایران. و البته پیشه وری هم کمونیست بود.

بله. بگذرم. حجاب و کشف حجاب همیشه در ترکیه و ایران مهم بوده و هست. به هر شکلش. در سال های اخیر حجاب هنوز در این منطقه و در بین همسایگان ما مهم است. هنوز هستند شهیدانی که جان بر سر حجاب می گذارند. و البته هستند زنانی که لچک از سر بر می دارند و بر سر چوب فیلمش را می گیرند. حجاب مهم است.

یادداشت: مهدی نعبلندی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مرثیه‌ برای کوچه‌ای که حرمت داشت

به گزارش صریر از تبریز، تا چند وقت پیش، کوچه ارک برای خود هویّتی داشت. همسایه ارک بزرگ بودن و همسفره نمازگزارانِ مصلّی نعمتی بود برای این کوچه. تا این‌که پروژه پیاده‌راه در برنامه‌های بلدیه‌چی جماعت قرار گرفت و به اصطلاح خودشان گفتند: ارک را #شانزه‌لیزه_تبریز می‌کنیم! و این‌گونه شد که هویّت و حُرمت محله و مرکز شهر مثل دانه‌های تسبیح از هم پاشید.  وجود دانشگاهی غیرانتفاعی که به خاطر درآمد حاصل از شهریه، به دانشجویان از نوع آن‌چنانی‌اش نمی‌تواند بگوید بالای چشم‌تان ابروست، نیز مزید بر علت ولنگاری در کوچه ارک است. به این معجون بیافزایید کافه‌های قارچ‌وار از نوع اَجَق‌وَجَق با دکوراسیون‌های دالانی و تنگ، نورپردازی تاریک و به اصطلاح خودشان خفن! که شدت دود سیگار و قهوه و خنده دخترکان و پسرکان من و شما را به هم آمیخته است و این طرف‌تر ساقیانی که از صبح تا شام کوچه ارک را متر می‌کنند و نتیجه‌اش نوجوانان و جوانان کِرِخ شده است که در کوچه پس کوچه‌های ارک روی زمین نعشه و متوهم  افتاده‌اند و به ریش روزگار، مستانه می‌خندند.  روزنامه‌نگار جماعت که دیوارش کوتاه است و اگر چیزی بنویسد کارش با کرام‌الکاتبین است. آیا مدعی‌العموم هم نمی‌تواند به این بحث وارد شود و از گند بزرگی که شهرداری به سودای شانزه‌لیزه کردن ارک در این محل راه انداخت، دادخواهی کند؟ حرف این است که ارک ـ و حتی مقصودیه ـ بدون ملاحظات و محاسبات شهرسازی، و به صورت دیمی تبدیل به پیاده‌راه شدند و همین است که امروز، هر دو پروژه در غیاب پیوست فرهنگی و اجتماعی، پاشنه آشیل بافت تاریخی و فرهنگی شهر شده است.  جناب مدعی‌العموم! فرض کنیم این بچه‌ها که از صبح تا شام در این کوچه سرگردان بالا و پایین می‌روند، فرزندان من و شما هستند. این بستر آلوده را چه کسی آماده کرده تا مرکز شهر به این شکل و شمایل در آید؟ مسبب از هم پاشیدگی این کوچه ـ و خانواده‌ها ـ کیست؟ چه کسی پاسخگوی این شلختگی است؟ امروز هیچ کسی حتی جرات عبور دادن خانواده‌اش از کوچه ارک نیست!    تا چند وقت پیش، کوچه ارک برای خود حرمتی داشت. همسایه ارک بزرگ بودن و همسفره نمازگزاران مصلّی نعمتی بود برای این کوچه. فرهاد باغشمال

آخرین خبرها