رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹
  • الجمعة ۱۹ ذو القعدة ۱۴۴۱
  • 2020 Friday 10 July

صریر: قسیمی گفت: پنیر لیقوان بعنوان سوغاتی معروف تبریز دارای روش عمل آوری منحصر بفرد یوده و از دیرباز تاکنون در آزمایشگاه های مختلف کنترل کیفیت، امتحان خود را پس داده است.

به گزارش خبرنگار صریر از تبریز، «قاسم قسیمی» اظهار داشت: ماجرای پخش تبلیغات غیرحرفه ای یکی از شرکت های تولید لبنیات در برنامه دست پخت شبکه یک که با تخریب علنی پنیر سنتی لیقوان همراه بود؛ نشانگر ضعف تبلیغاتی شرکت و ضعف بینش و تدبیر عوامل رسانه ی ملی بوده است؛  رسانه ای که همه چیز را از صافی می گذراند تا به پخش سیما برسد و با اینکه نام رسانه ی ملی را به یدک می کشد، متاسفانه بارها و بارها در برنامه های تلوزیونی اقلیت ها و قومیت ها مورد تمسخر و تخریب قرار گرفته اند بدون اینکه عوامل برنامه ها پاسخگوی عمل ناشایست خودباشند.

دهیار روستای لیقوان افزود: متأسفانه با بی تدبیری عوامل صدا و سیما و مجری کم سوادی که به قطع یقین تاکنون حتی مزه پنیر لیقوان را نیز نچشیده است؛ بخاطر دریافت چندر غاز پول بیشتر؛ با اعتماد به نفس و عین آب خوردن، تولید چند صدساله یک قوم را مورد تخریب و تمسخر قرار می دهد و آنقدر در نقش منفور تبلیغاتی خویش فرو رفته که بقول عزیزی حتی کبابش را هم باد میزند و به اصطلاح ککش هم نمیگزد و نمیداند که این بی سوادی و بی اطلاعی و ملعبه دست تبلیغات بی پایه و اساس بودن ایشان، چه بر سر اقتصاد آذربایجان و خانواده های تولیدکنندگان پنیر لیقوان می آورد.

وی افزود: شرکت های پاستوریزه سالهاست که نمود بارز یک بام و دو هوا هستند و با اینکه با عنوان پاستوریزه در بازار لبنیات کشور شناخته شده اند اما متاسفانه بخاطر کیفیت پایین و سازگار نبودن با ذائقه ایرانی سالیان زیادی است جهت تداوم نام و بازار خود متوسل؛ تولیدات سنتی و برندهای  معروف و خوش نام از جمله لیقوان شده اند تا بلکه با سودجویی از این برند بین المللی و محبوب و مورد اعتماد رونقی به بازار فروش خود دهند و سودافزایی کنند.

قسیمی ادامه داد: مصرف کنندگان پنیر لیقوان هرگز فریب تبلیغات تصنعی و ساختگی سودجویان را نمی خورند. گرچه کار ناشایست این شرکت و عوامل تبلیغاتی اش بیشتر از آنکه به ضرر پنیر لیقوان باشد به نفع این برند شده و برمحبوبیت همیشگی و بی قید و شرط آن افزوده شد؛ اما نکته تامل برانگیر قضیه، در واقع مثل معروف” از ماست که بر ماست “هست.

دهیار روستای لیقوان گفت: با اینکه روستای لیقوان در واقع قطب تولیدات لبنی آذربایجان و کشورمان است و نقش مهمی در اقتصاد غیر نفتی ایران برعهده داشته و یکی از پایه های مهم اقتصادی شمال غرب کشور است؛ اما متاسفانه تاکنون با وجود پیگیری های مکرر تولیدکنندگان پنیرلیقوان، ثبت ملی این محصول با بی مهری و عدم مساعدت دست اندرکاران ذیربط مواجه و تا کنون پشت گوش انداخته شده است.

وی افزود: پنیر لیقوان بعنوان سوغاتی معروف تبریز، که روش عمل آوری منحصر بفرد و درس پس داده آن که از دیرباز تاکنون امتحان های بسیاری در آزمایشگاه های گوناگون کنترل کیفیت پس داده و از تمامی ارزیابی های بهداشتی و استانداردهای صنایع غذایی سربلند بیرون آمده و اکنون نه تنها زیرنظرمستقیم بهداشت و صنایع غذایی و جهادکشاورزی و …تولید و توزیع شده و دارای نشان استاندارد و سیب سلامت می باشد؛ سینه به سینه به مردمان زحمت کش منطقه لیقوان منتقل شده و با تلاش و همت خود دامداران و تولیدکنند گان پنیر لیقوان به خود کفایی و توسعه چشمگیر رسیده است.

قسیمی تصریح کرد: لیقوان امروزه یکی از برندهای خوش نام و قابل اعتماد عرصه تولیدات لبنی در سراسر دنیاست و مردم این روستا با هیچ گونه چشمداشت و حمایت مالی ارگان های دولتی با اتکا به همت ستودنی خود تولیدکنندگان پنیر و با وجود عدم بار مالی برای دولت، موجب اشتغال و درآمدزایی برای بیش از  هزاران نفر در سراسر کشور شده و نقش مهمی در چرخه اقتصاد غیرنفتی کشور ایفا می کنند.

وی یادآور شد: مصرانه برآنیم تا این میراث ارزشمند خطه آذربایجان را به ثبت ملی رسانیم تا این برند محبوب و نامدار عرصه تولیدات ملی را از گزند سوء استفاده برندها و تبلیغات سود سیاه، حفاظت کرده و نقش زوال ناپذیر پنیر لیقوان در چرخه اقتصاد کشور عزیزمان را تثبیت کنیم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

مرثیه‌ برای کوچه‌ای که حرمت داشت

به گزارش صریر از تبریز، تا چند وقت پیش، کوچه ارک برای خود هویّتی داشت. همسایه ارک بزرگ بودن و همسفره نمازگزارانِ مصلّی نعمتی بود برای این کوچه. تا این‌که پروژه پیاده‌راه در برنامه‌های بلدیه‌چی جماعت قرار گرفت و به اصطلاح خودشان گفتند: ارک را #شانزه‌لیزه_تبریز می‌کنیم! و این‌گونه شد که هویّت و حُرمت محله و مرکز شهر مثل دانه‌های تسبیح از هم پاشید.  وجود دانشگاهی غیرانتفاعی که به خاطر درآمد حاصل از شهریه، به دانشجویان از نوع آن‌چنانی‌اش نمی‌تواند بگوید بالای چشم‌تان ابروست، نیز مزید بر علت ولنگاری در کوچه ارک است. به این معجون بیافزایید کافه‌های قارچ‌وار از نوع اَجَق‌وَجَق با دکوراسیون‌های دالانی و تنگ، نورپردازی تاریک و به اصطلاح خودشان خفن! که شدت دود سیگار و قهوه و خنده دخترکان و پسرکان من و شما را به هم آمیخته است و این طرف‌تر ساقیانی که از صبح تا شام کوچه ارک را متر می‌کنند و نتیجه‌اش نوجوانان و جوانان کِرِخ شده است که در کوچه پس کوچه‌های ارک روی زمین نعشه و متوهم  افتاده‌اند و به ریش روزگار، مستانه می‌خندند.  روزنامه‌نگار جماعت که دیوارش کوتاه است و اگر چیزی بنویسد کارش با کرام‌الکاتبین است. آیا مدعی‌العموم هم نمی‌تواند به این بحث وارد شود و از گند بزرگی که شهرداری به سودای شانزه‌لیزه کردن ارک در این محل راه انداخت، دادخواهی کند؟ حرف این است که ارک ـ و حتی مقصودیه ـ بدون ملاحظات و محاسبات شهرسازی، و به صورت دیمی تبدیل به پیاده‌راه شدند و همین است که امروز، هر دو پروژه در غیاب پیوست فرهنگی و اجتماعی، پاشنه آشیل بافت تاریخی و فرهنگی شهر شده است.  جناب مدعی‌العموم! فرض کنیم این بچه‌ها که از صبح تا شام در این کوچه سرگردان بالا و پایین می‌روند، فرزندان من و شما هستند. این بستر آلوده را چه کسی آماده کرده تا مرکز شهر به این شکل و شمایل در آید؟ مسبب از هم پاشیدگی این کوچه ـ و خانواده‌ها ـ کیست؟ چه کسی پاسخگوی این شلختگی است؟ امروز هیچ کسی حتی جرات عبور دادن خانواده‌اش از کوچه ارک نیست!    تا چند وقت پیش، کوچه ارک برای خود حرمتی داشت. همسایه ارک بزرگ بودن و همسفره نمازگزاران مصلّی نعمتی بود برای این کوچه. فرهاد باغشمال

آخرین خبرها