بنر

سرگذشت دکتر احمدی نژاد به روایت تصویر

                                   

 سرگذشت دکتر احمدی نژاد به روایت تصویر

 

 داستان یک رئیس جمهور

     پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده ،

     شهرستانی و بزرگ شده جنوب شهر بود.

نوجواني احمدي نژاد

   و از بچه مذهبي هاي محل،

 

    می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

 

     با رتبه خوبي وارد دانشگاه شد.

كارت دانشجويي احمدي نژاد

 

 عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه هاي آنجا حسابی دم خور بود

احمدي نژاد دانشجويي

 

 كم كم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.

امام احمدي نژاد

 

،  " انقلاب تازه پیروز شده بود." 

خبر رسید که از جنوب و غرب به كشور حمله شده است.

 با دوستانش به جنگ رفت.

احمدي نژاد جبهه

 

 دوستاني كه بعضی از اونها ديگر در عالم خاکی نيستند.

جبهه احمدي نژاد

 

جنگ تمام شد.

دولت به او پیشنهاد استانداري تازه تاسيس اردبيل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.

اردبيل استانداري

 

مدتی بعد  شورای شهر دوم به دنبال يك شهردار مناسب و کارشناس برای تهران بود. پيشنهاد مسولیت شهر را به او دادند.  او هم پذیرفت.

تهران احمدي نژاد

 چند سال ديگر نيز گذشت...

تا اینکه سرانجام در یک روز ساده  كه شهردار در حال استراحت بود.

خواب احمدي نژاد

 

 سحر گاه از خواب بیدار شد. 

 

شهردار صبحانه اش را خورد.

احمدي نژاد صبحانه

 

كفشهاي بنددارش را پوشيد تا راهی مسجد شود.

احمدي نژاد

  

جمعيت زیادی درب مسجد جمع شده بودند. و يك صدا مي گفتند: شهردار مردمي ما رئيس جمهور ماست.

استقبال مردمي

 

 او مثل هميشه با روي خوش جواب داد.

گفت زود است هنوز صبح نشده.

 

چند روز بعد ثبت نام كرد. 

انتخابات

 

رقابت  شدید ، حریفان  قدر و تنور انتخابات داغ داغ .

 

نام او در حلقه فرضی نبود.  در مرحله اول کمتر نگاهی به سمت او رفت.

 

ولي او محكم و جدی آمده بود.

احمدي نژراد محكم

 

شعار خوبي انتخاب كرده بود.

احمدي نژاد انتخابات

 

 گفتمان عدالت طلبی کاملا فراموش شده بود.

لزوم عدالت

 

فضاي فرهنگي نيز به هواي تازه نياز داشت.

 

  بعد از موفقیت در مرحله اول، بعضی ها تازه فهميدند حضور او جدی است و اتفاقا تصمیم قطعی برای ماندن دارد.

 

با اینکه دير آمده بود  ولي خیلی زود او را شناختند.

 

مردم از سادگي او لذت مي بردند و سادگي و صداقت وي در دل آنها نشسته بود.

 

ابراز احساسات و لبخند او را هم دوست داشتند.

مردم احمدي نژاد

 

 رقابت تنگاتنگ و فشرده شده بود.

 

بعضي ها شمشیر را از همان ابتدا از رو بستند و تهمت و تخریب عليه او را با غلظت زیاد شروع کردند.

 

 موج حملات به سويش سرازير شد.

 

ولی در آنسو و در میان مردم، گاهي هجوم احساسات پاک آنها، كار را برای وی سخت می کرد. 

 

 در همه حال از خدا كمك می خواست.

 

و در همه جا

نماز احمدي نژاد

 

، گام دوم را هم با موفقيت برداشت.

 

مسير راه برايش مشخص بود.

 

 بند كفشهايش را محكم تر بست.

احمدي نژاد

 

دوباره از خدا كمك خواست تا در اين راه یاری اش كند.

احمدي نژاد نماز

 

از امام عصر مدد جست.

مسجد جمكران           

 

و از محبوبيتي كه بين مردم كوچه و بازار داشت.

 

و سادگي اش که به دلها مي نشست.

ساده زيستي احمدي نژاد

 

البته در اين راه دعاي معلم اولش هم موثر بود.

احمدي نژاد معلم كلاس اول

 

توانايي هاي خودش هم به كمكش آمدند.

 

تیمش را انتخاب کرد.

احمدي نژاد

 

تا گامهايش را محكم تر بردارد.

احمدي نژاد

 

 بعضي  گروههاي داخل دايره قدرت، هنوز او را غريبه مي دانستند.

 از دست آنها به خدا پناه برد.

 

گاهي با او نامهرباني شد و تخريب .

عده اي پر ادعا عكسش را آتش زدند اما بر خلاف مدعيان برنياشفت و با آرامش جواب داد.

دانشگاه امير كبير احمدي نژاد

 

اين همه عجله و زياده روي در تخريب يك رئيس جمهور ؟!!

 

نيت كرد تا راه امام و رهبری را ادامه دهد.

 

بعدها او  توانست شاخ بعضی ها را در نيويورك بشکند.

دانشگاه كلمبيا

 

 او در گل زدن به دروازه حريف و استفاده از فرصتهای طلایی تبحر خاصي داشت.

فوتبال احمدي نژاد

 

سوگند خورده بود براي دفاع از حق ملت ذره ای کوتاه نیاید.

انرژي هسته اي

 

از آسمان تمام شهرها گذر كرد.

سفرهاي استاني احمدي نژاد

 

به ديدن مردم شهرها رفت و مردم هم به استقبالش آمدند.

 

 با زبان خودشان با آنها صحبت كرد.

احمدي نژاد خانواده شهدا

 

گاهي بلوچ

 

گاهي مانند يك لرستاني غيور

احمدي نژاد در لباس بختياري

 

گاهي يك روستايي شاد

 

گاهي يك عرب خوزستاني

احمدي نژاد لباس عربي

 

گاهي يك رفتگر شهرداري

 

گاهي تركمن

احمدي نژاد

 

 پاستور را خانه اول خود كرد.

 

شيوخ كوچك منطقه را مسحور قدرت خويش كرد.

احمدي نژاد شيوخ منطقه

 

روي اقيانوس پلي به اون طرف آب زد.

احمدي نژاد آمريكاي جنوبي

 

اما كفشهاي آهنينش را همه جا به پا داشت.

 

افكار بلندي براي ايران در سر داشته و دارد

احمدي نژاد تكنولوژي موشكي

 

در نگاه خسته اش دلسوزي براي ايران موج مي زد.

 

 ملت را در تنهايي خود شريك كرد.

 

ولی بعضي خودی ها نامهرباني مي كنند و مدام در کارش  کارشکنی می کنند.

 

 

 

و چه زود گرد پیری بر چهره اش نشست.

سه سال مدارا

 

ولي  خدا در همه حال با متقین و صبر پیشگان است.


نظرات (0)Add Comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

Powered By PCLiFE.iR

كاري از گروه زندگي رايانه اي


busy